«ای برادر تو همه اندیشه‌ای / مابقی خود استخوان و ریشه‌ای» (مولوی)

۶ مطلب در مرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

فلسفه حج!

نهج‌البلاغه

«آیا مشاهده نمی‌‏کنید که همانا خداوندِ سبحان انسان‏‌هاى پیشین از آدم (ع) تا آیندگان این جهان را با سنگ‏‌هایى در مکّه آزمایش کرد که نه زیان می‌‏رسانند، و نه نفعى دارند، نه می‌‏بینند، و نه می‌‏شنوند این سنگ‏‌ها را خانه محترم خود قرار داده و آن را عامل پایدارى مردم گردانید.

سپس کعبه را در سنگلاخ‏‌ترینِ مکان‏‌ها، بی‌گیاه‏‌ترینِ زمین‌‏ها، و کم‌فاصله‏‌ترینِ درّه‌‏ها، در میان کوه‏‌هاى خشن، سنگریزه‌‏هاى فراوان، و چشمه‌هاى کم‌آب، و آبادی‌هاى از هم دور قرار داد، که نه شتر، نه اسب و گاو و گوسفند، هیچ کدام در آن سرزمین آسایش ندارند.

سپس آدم (ع) و فرزندانش را فرمان داد که به سوى کعبه برگردند، و آن را مرکز اجتماع و سر منزل مقصود و باراندازشان گردانند، تا مردم با عشق قلب‌‏ها، به سرعت از میان فلات و دشت‏‌هاى دور، و از درون شهرها، روستاها، درّه‏‌هاى عمیق، و جزایر از هم پراکنده دریاها به مکّه روى آورند، شانه‌‏هاى خود را بجنبانند، و گرداگرد کعبه لا اله الا اللّه بر زبان جارى سازند، و در اطراف خانه طواف کنند، و با موهاى آشفته، و بدن‌‏هاى پرگردوغبار در حرکت باشند. لباس‌‏هاى خود را که نشانه شخصیّت هر فرد است در آورند، و با اصلاح نکردن موهاى سر، قیافه خود را تغییر دهند، که آزمونى بزرگ، و امتحانى سخت، و آزمایشى آشکار است براى پاک‌سازى و خالص شدن، که خداوند آن را سبب رحمت و رسیدن به بهشت قرار داد.

اگر خداوند خانه محترمش، و مکان‌‏هاى انجام مراسم حج را، در میان باغ‏‌ها و نهرها، و سرزمین‌‏هاى سبز و هموار، و پردرخت و میوه، مناطقى آباد و داراى خانه‏‌ها و کاخ‌‏هاى بسیار، و آبادی‌هاى به هم پیوسته، در میان گندم‌زارها و باغات خرّم و پر از گل و گیاه، داراى مناظرى زیبا و پرآب، در وسط باغستانى شادى‌آفرین، و جادّه‌‏هاى آباد قرار می‌‏داد، به همان اندازه که آزمایش ساده بود، پاداش نیز سبک‌‏تر می‌‏شد.

 اگر پایه‌‏ها و بنیان کعبه، و سنگ‏‌هایى که در ساختمان آن به کار رفته از زمرّد سبز، و یاقوت سرخ، و داراى نور و روشنایى بود، دل‌‏ها دیرتر به شک و تردید می‌‏رسیدند، و تلاش شیطان بر قلب‏‌ها کمتر اثر می‌‏گذاشت، و وسوسه‏‌هاى پنهانى او در مردم کارگر نبود. در صورتى که خداوند بندگان خود را با انواع سختی‌ها می‌‏آزماید، و با مشکلات زیاد به عبادت می‌خواند، و به اقسام گرفتاری‌‏ها مبتلا می‌‏سازد، تا کبر و خودپسندى را از دل‌‏های‌شان خارج کند، و به جاى آن فروتنى آورد، و درهاى فضل و رحمتش را به روی‌‏شان بگشاید، و وسایل عفو و بخشش را به آسانى در اختیارشان گذارد.» (نهج‌البلاغه: بحشی از خطبه 192)

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

گوشت و خون قربانی به خداوند نمی‌رسد؛ تقوا می‌رسد!

حج 34 تا 37

«و برای هر امتی قربانی‌ای معین داشته‌ایم تا نام خدا را  ]به هنگام ذبح[ بر چارپایان زبان‌بسته‌ای که روزی‌شان کرده‌ایم ببرند؛ ]آری[ خدای شما خدای یگانه است، در برابر او تسلیم باشید، و به فروتنان بشارت ده. همان کسانی که چون یاد خدا به میان آید، دل‌های‌شان خشیت گیرد، و نیز کسانی که بر مصائب‌شان شکیبایی می‌ورزند و برپادارندگان نماز و کسانی که از آنچه روزی‌شان داده‌ایم می‌بخشند. و ]قربانی[ شتران درشت‌اندام را برای شما از شعائر الهی گردانده‌ایم؛ برای شما در آن خیری هست، پس در حالی که به صف و برپا ایستاده‌اند نام خدا را بر آنها ببَرید ]قربانی کنید[ و چون پهلوهای‌شان به خاک رسید از آن بخورید و به فقیر غیرسائل و سائل نیز بخورانید؛ بدین‌سان آنها را برای شما رام کرده‌ایم، باشد که سپاس بگزارید. گوشت‌های آنها و خون‌های‌شان هرگز به خداوند نمی‌رسد، بلکه پرهیزگاری شما به رضای او نایل می‌گردد؛ بدین‌سان آنها را برای شما رام کرده است تا خداوند را به خاطر آنکه راهنمایی‌تان کرده است تکبیر گویید و به نیکوکاران بشارت ده.» (حج: 34 ــ 37)

 

یادداشت‌ها:‌

ـ قرآن. ترجمه بهاء‌الدین خرمشاهی (1386). تهران: انتشارات دوستان.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

دیه، شتر و شرایط اقتصادی و فرهنگی!

سید کمال حیدری

آیت‌الله سید کمال حیدری:

”بسیاری از کارهای ائمه‌ ما در زمان ما قابل اجرا نیستند؛ اگر بخواهیم آنها را اجرا کنیم، باید همان موضوعات و شرایطی را داشته باشیم که در زمان آن امام بوده است. [...]

مثلاً اکنون دیه‌ یک انسان در ایران 200 میلیون تومان است که مجموعاً می‌شود 50 ــ 60 هزار دلار؛ آیا واقعاً در قوانین بین‌الملل، ارزش انسان 50 هزار دلار است؟ هنگامی که لیبیایی‌ها هواپیمای آمریکایی‌ها را در انگلیس ساقط کردند و در آنجا 300 نفر کشته شدند، آمریکایی‌ها برای هر نفر 10 میلیون دلار دیه گرفتند. اینکه در زمانی می‌گفتند دیه صد شتر است، این واقعاً برای آن زمان و با توجه به شرایط اقتصادی و فرهنگی آن زمان بسیار زیاد بوده است؛ اما هنوز هم ما دیه را برابر همان تعداد شتر می‌دانیم. حدود هم همین‌طور است. [...]“ (مباحثات، دسترسی در 1397/5/12)

یادداشت‌ها:

ـ مباحثات (دسترسی در 1397/5/12)

ـ یادداشت‌های مرتبط:

ترجمه فرهنگی متون دینی!
اقتصاد شتری!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

اقتصاد شتری!

دیانت و عقلانیت

رضا بابایی می‌نویسد:

«محاسبه دیه بر پایهٔ شتر ]...[ بازمانده از دوران جاهلیت بوده و پیامبر (ص) آن را برای همان جامعه امضا کرده است. در زمان خلیفه سوم و چهارم (حضرت علی)، گاو و گوسفند و درهم و دینار مسکوک و حلهٔ یمنی نیز به شتر اضافه شد. با وجود این، ما هنوز دیه را بر پایهٔ قیمت شتر و گاو و گوسفند محاسبه می‌کنیم! سازمان گمرک ایران اعلام کرده است که در شش ماههٔ اول سال جاری (1396) واردات شتر از کشورهای اروپایی، چین، ترکیه، پاکستان امارات متحدهٔ عربی و افغانستان افزایش یافته است. دلیل افزایشِ وارداتِ شتر فشارِ شرکت‌های بیمه بر قوهٔ قضاییه برای پایین آوردن قیمت دیه (خون‌بها) یا ثابت نگه داشتن آن است. در دو دههٔ گذشته مشکلی دیگری پیش آمده است و آن افزایش قیمت شتر در ایران به دلیل خشک‌سالی و کم‌آبی است. از سوی دیگر، ناامنی جاده‌های ایران بر شمار تصادف‌ها افزوده است. از این رو، شرکت‌های بیمه هم با تعهدات بیشتری روبه‌رو شده‌اند و هم با هزینه‌های سنگین‌تر. نخست تصمیم گرفتند که به پرورش شتر روی بیاورند و با افزودن بر جمعیت شتر در ایران، از قیمت آن بکاهند؛ اما پرورش شتر به جایی نرسید. اکنون تصمیم گرفته‌اند که از ترکیه و پاکستان و کشورهای عربی آن‌قدر شتر وارد کنند که قیمت شتر را در ایران بشکنند! همهٔ این سکندری‌ها برای این است که نمی‌خواهند بپذیرند که شتر در میان عرب‌های صدر اسلام و پیش از آن، واحد اندازه‌گیری سرمایه بود و امروز شتر چنین جایگاهی ندارد و محاسبه قیمت جان انسان بر پایه قیمتِ شتر اوجِ ظاهرپرستی و عقل‌گریزی است. در آن روزگاران، شتر در دسترس‌ترین سرمایهٔ عرب بود، حتی بیشتر از نقدین (طلا و نقره). قرآن هم که می‌خواست عرب را به اندیشه وادارد می‌گفت به شتر بنگر تا قدرت خدا را ببینی، چون چیز دیگری در چشم‌انداز او نبود. بنابراین، عاقلانه‌ترین کار همین بود که واحد کیفرهای نقدی شتر باشد.» (بابایی، 1397: 102 ــ 103)

 

یادداشت‌ها:

ـ بابایی، رضا. (1397). دیانت و عقلانیت: جستارهایی در قلمرو دین‌پژوهی و آسیب‌شناسی دینی. اصفهان: نشر آرما.

ـ یادداشت‌های مرتبط:

ترجمه فرهنگی متون دینی!

دیه، شتر و شرایط اقتصادی و فرهنگی!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

ضرورت ترجمه فرهنگی متون دینی!

ابوالقاسم فنایی

ابوالقاسم فنایی می‌نویسد:

«خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: ”ما هیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر به زبان قوم خودش تا ]دین را[ برای آنان تبیین کند.“ ]ابراهیم: 4[ اینکه هر پیامبری باید به زبان قومش سخن بگوید امری روشن و بدیهی و، به عبارتی، توضیحِ واضحات است. بنابراین، مقصود از این آیه شریفه باید معنای دیگری باشد. آن معنا می‌تواند این باشد که ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر به ”فرهنگ قومش“، چون زبان هر قوم فرهنگ آن قوم را بر دوش خود حمل می‌کند و صِرفِ تکلم به زبان یک قوم برای ارتباط و دیالوگ و مفاهمه یعنی درک متقابل گوینده و شنونده کافی نیست. برای اینکه قومی آموزه‌های دینی را به درستی درک و فهم کنند آن آموزه‌ها باید با فرهنگ آن قوم پیوند بخورد؛ فرهنگِ قوم ظرفی است که دین به ناچار باید در‌ آن ریخته شود تا هاضمه خِرَدِ صاحبان و حاملانِ آن فرهنگ بتواند آن را هضم و جذب کند.

بنابراین، ”زبان“ و ”فرهنگ“ امری است که از بیرون دین بر آن تحمیل می‌شود و غبار بشریت است که بر چهره فرابشری وحی می‌نشیند و صورتی است که بر معنایی که در ذات خود فاقد آن صورت است افکنده است. به همین دلیل، زبان و فرهنگ مخاطبان نخستین وحی را باید جزء ”عرضیات“ دین محسوب کرد، نه جزء ذاتیات آن. این آیه درس روش‌شناسانه‌ٔ مهم زیر را به می‌دهد: کسانی که در دنیایی متفاوت با دنیای مخاطبان نخستین وحی می‌زیند، اگر بخواهند پیام وحی را به درستی فهم و درک کنند، ناگزیرند متون دینی را ترجمه فرهنگی کنند، یعنی آن را از فرهنگ مخاطبان نخستین وحی جدا کنند و به فرهنگ خودشان پیوند بزنند.» (فنایی، 1394: 428 ــ 429)

«نیاز متون دینی به ترجمه فرهنگی از این پیش‌فرض سرچشمه می‌گیرد که دین ”مظروفی“ است قدسی و آسمانی که در ”ظرفی“ عرفی و زمینی ریخته می‌شود و لذا تقدس، جاودانگی و ابدیت مظروف را نباید به ظرف آن سرایت داد. این ظرف چیزی نیست مگر فرهنگ، آداب و رسوم، عقلانیت و اخلاقِ مخاطبان نخستین وحی. به بیان دیگر، پیش‌فرض ترجمه فرهنگی متون دینی این است که این متون همواره احکام دین مطلق و فراتاریخی را بیان نمی‌کنند و بخشی از آنچه در این متون آمده احکام تاریخی و تطبیق‌شده بر دنیای کهن است و مخاطب نخستین این احکام نیز انسان تاریخی است، نه انسان فراتاریخی. بنابراین، این احکام را با حفظ قیود شرایط و خصوصیات آنها نمی‌توان به جهان مدرن سرایت داد. بلکه ساکنان جهان مدرن باید به این احکام به چشم الگو بنگرند و آنها را به مثابه نخستین گامی تلقی کنند که در آن برهه از تاریخ برای تحقق یک جامعه عادل و انسانی ممکن بود برداشته شود بنگرند، نه به عنوان آخرین گام در این مسیر.» (همان: 423 ــ 424)

«در حقیقت، اگر کسی فرهنگ قوم پیامبر را، که ظرف دین است، با مظروف یکی بگیرد و احکام خود دین، و ارزش و اهمیت و قداست آن را به این ظرف سرایت دهد، در دین بدعت گذارده است، چراکه بدعت در دین چیزی نیست مگر ”داخل کردن چیزی که جزء دین نیست به دین.“ چه بدعتی بالاتر از اینکه انسان دین را به گونه‌ای تفسیر و به دیگران عرضه کند که فقط به درد موزه‌ها بخورد و مخاطبان خود را بر سر دوراهی انتخاب میان دین و عقل قرار دهد.» (همان: 432)

«اگر عالمان دین از ترجمه فرهنگی متون دینی بپرهیزند و بر حفظ ظرفِ دین پافشاری کنند یا ظرف را به جای مظروف بنشانند و برای آن اصالت قائل شوند و قداست مظروف را به ظرف آن سرایت دهند، مخاطبانِ خود را بر سر دوراهی انتخاب بین ”دین“ و ”تمدن“ قرار خواهند داد، زیرا در این حالت، آدمیان ناگزیر می‌شوند یا از دستاوردهای علم و تمدن و تجربه بشری دست بشویند تا دیندار باقی بمانند و یا از دین دست بشویند تا فرهنگ و تمدن خود را حفظ کنند.» (همان: 430)

 

یادداشت‌ها:

ـ فنایی، ابوالقاسم. (1394). اخلاق دین‌شناسی: پژوهشی در باب مبانی اخلاقی و معرفت‌شناسانه فقه. ویرایش جدید. تهران: نگاه معاصر.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

سود متناسب با تورم ربا نیست!

آیت‌الله موسوی بجنوردی

دیدگاه آیت‌الله موسوی بجنوردی درباره بانکداری

خسارت تأخیر تأدیه اشکالی ندارد چراکه براساس علم اقتصاد به اندازه نرخ تورم قدرت خرید پول ملی نیز کاهش می‌یابد.

ـ علت چه می‌تواند باشد؟

چون پول ما مالکیت ذاتی ندارد یعنی طلا و نقره نیست و اسکناس است و بنابراین خود اسکناس نشان‌دهنده قدرت خرید پول ملی است. به ‌عنوان مثال، دارنده یک اسکناس هزار تومانی یک مقدار قدرت خرید دارد که می‌تواند مایحتاج خود را تأمین کند. از سوی دیگر، تورم قدرت خرید پول ملی را به همان مقدار پایین می‌آورد. مثلاً، اگر پارسال یک میلیون به کسی قرض دادید و امسال نرخ تورم به 25 درصد رسیده باشد، ایشان باید یک میلیون و 250 هزار تومان به شما پول بدهد.

ـ و آیا این ربا نیست؟

ربا نیست. پول خودتان است. نشانه پول هم قدرت خرید است. به ‌عبارت دیگر، بنده قدرت خرید امروز را به شما قرض داده‌ام و شما برای سال بعد باید همان قدرت خرید پارسال را که قرض گرفته بودید پس بدهید.

ـ چرا باید چنین اتفاقی بیفتد؟

انسان وقتی تملیک می‌کند در سررسید ”عوض واقعه“ را می‌خواهد. به‌ عنوان مثال، اگر من امروز یک میلیون تومان به شما قرض دادم در سال بعد عوض واقعه را می‌خواهم. یعنی قدرت خرید آن روز را می‌خواهم. وقتی نرخ تورم 25 درصد باشد، قدرت خرید در یک میلیون و 250 هزار تومان تجلی می‌کند. بنابراین این دیگر ربا نیست، چون در ربای قرضی وقتی قرض‌دهنده به قرض‌گیرنده قرض می‌دهد، شرط می‌کند در سررسید 10 تا 20 درصد سود دهید. این سود نیست بلکه مابه‌التفاوت نرخ تورم است. بنابراین آن چیزی که بانک به‌ عنوان خسارت تأخیر تأدیه می‌گیرد، اگر به مقدار نرخ تورم باشد، ربا نیست.

ـ اما اگر مازاد برنرخ تورم باشد، رب است؟

رب است و اشکال پیدا می‌کند. اما خسارت تأخیر تأدیه نوعاً یا زیر نرخ تورم است یا مساوی با نرخ تورم است. مثال دیگری می‌زنم؛ شما امروز از بانک وام می‌گیرید و باید در سررسید 10 میلیون تومان پس دهید. اما اگر نرخ تورم برفرض 30 درصد افزایش یافته باشد، به جای 10 میلیون باید 13 میلیون تومان پس دهید. اما در این میان بانک سودی نکرده است، بلکه پول خودش را گرفته است.

ـ حالا اگر همین کار توسط صندوق‌های قرض‌الحسنه یا شخصیت‌های حقوقی انجام شود، همین حکم را دارد؟

دقیقاً همین حکم را دارد و ربا نیست.

ـ اما خیلی از کارشناسان و مراجع عنوان می‌کنند که این حکم ربا را دارد.

آنهایی که می‌گویند رب است بدانند که در ربا قرض‌دهنده باید از گیرنده قرض در سررسید سود کند. اما اگر همان مقدار نرخ تورم را گرفت، سود نکرده است، بلکه پول خود را گرفته است.

ـ در نرخ سود بانکی چطور؟ خیلی از بانک‌ها، بالاتر از نرخ تورم سود دریافت می‌کنند.

در این باره هم همین است. اگر بیش از نرخ تورم سود گرفته شود، رب است. از سوی دیگر، معمولاً نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه اعلام می‌شود درحالی که نرخ تورم سالانه باید ملاک قرار گیرد.

 

یادداشت‌ها:

ـ شبکه اجتهاد (دسترسی در 1397/5/12)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز