«ای برادر تو همه اندیشه‌ای / مابقی خود استخوان و ریشه‌ای» (مولوی)

۹ مطلب در آبان ۱۳۹۸ ثبت شده است

رویکرد قرآن تک‌همسری است!

صدیقه وسمقی پاسخ می‌دهد:

� آیا نیاز فعلی جامعه، فرهنگ، شرایط و عرف مسئله چندهمسری را می‌پذیرد؟

من گمان می‌کنم با توجه به شرایط واقعی امروز جامعه، تبلیغ چندهمسری یک عمل غیرمسئولانه است. ممکن است با این‌گونه کارها قبح چندهمسری برای عده‌ای از مردان متأهل بی‌تعهد نسبت به همسر و فرزندان خویش بریزد و توجیه‌گر ازدواج مجدد برای آنان شود، اما نه می‌تواند مشکل ازدواج را حل کند و نه می‌تواند چندهمسری را متعارف سازد، زیرا چندهمسری اساساً موضوع مردان متأهل بی‌تعهد است و نه موضوع فراگیر جامعه. چندهمسری مسئله میلیون‌ها مرد و زن جوانی نیست که نمی‌توانند ازدواج کنند. هیچ زنی دوست ندارد در یک خانواده چندهمسری زندگی کند. حتی زنان دوم و سوم نیز دوستدار چنین وضعی نیستند و با انگیزه‌ها و تحت شرایط خاصی به این کار تن می‌دهند که اگر آن شرایط را نداشتند، وارد زندگی پرتنش چندهمسری نمی‌شدند. مثلاً نیاز مالی یکی از این دلایل است. برخی زنان به دلیل نیاز مالی مجبور می‌شوند همسر دوم یک مرد شوند. پیامدها و مشکلات ناشی از چند همسری به قدری زیاد است که جامعه خود، عاقلانه نمی‌پذیرد که به یک امر متعارف تبدیل شود. حتی کسانی که این تجربه را داشته‌اند از تجربه خویش راضی نیستند. من از مردانی که اقدام به ازدواج مجدد کرده‌اند، شنیده‌ام که می‌گویند اگر از قبل، از تبعات آن آگاه بودیم چنین کاری نمی‌کردیم. تبلیغ درباره چندهمسری بدون تحقیق درباره پیامدهای آن و بدون مطالعه درباره خانواده‌های چندهمسری کاری ناآگاهانه و غیرمسئولانه است که باید از آن ممانعت شود.

� به طور کلی، اساساً چندهمسری یا حتی دوهمسری در چه صورتی قابلیت به انجام رسیدن در کشور را دارد، با توجه به اینکه امکان ایجاد عدالت بین همسران و فرزندان در هیچ زمینه‌ای وجود نخواهد داشت؟

رویکرد قرآن تک‌همسری است. آیه ۳ سوره نساء به روشنی اکتفا به یک زن را نزدیک به عدالت می‌داند و برای پرهیز از بی‌عدالتی و ظلم، مردان را دعوت می‌کند که به یک زن اکتفا کنند. حال در جامعه ای که مردم به تک‌همسری گرایش دارند تبلیغ چندهمسری یک حرکت وارونه و حتی مخالف رویکرد قرآن است. باید توجه داشته باشیم که اسلام مؤسس چندهمسری نبوده است؛ بنابراین این پدیده را نمی‌توان یک پدیده دینی دانست و زیر چتر دین از آن حمایت کرد.

در هر شرایط تاریخی که لازم بوده و ضرورت اقتضا می‌کرده انسان‌ها شکل خانواده را تعریف کرده‌اند به گونه‌ای که حلال مشکلات باشد نه آنکه خود به یک معضل تبدیل شود و یا فقط عده‌ای معدود از آن برخوردار شوند. حتی در شرایطی می‌بینیم که در تاریخ، زنان دارای چندشوهر بوده‌اند. اصل در خانواده همواره تک‌همسری است و تغییر آن به چندزنی یا چندشوهری بر اساس ضرورت‌های تاریخی صورت گرفته است، اما هیچ‌گاه به قاعده تبدیل نشده است، زیرا هر کدام از این اشکال، آسیب‌ها و مشکلات خود را برای جامعه بشری داشته است. بر این اساس، انسان‌ها آگاهانه و هوشیارانه کوشیده‌اند که تک‌همسری همچنان قاعده ازدواج و خانواده باقی بماند. به علاوه، نسبت جمعیت زنان و مردان نیز به طور معمول اجازه نمی‌دهد که چندهمسری تبدیل به قاعده معمول شود.
من گمان می‌کنم در شرایط بسیار نادر زنانی هستند که از سر اکراه و اضطرار می‌پذیرند که شوهرشان زن دیگری اختیار کند. فرض کنید زنی بسیار بیمار است، به گونه‌ای که شوهر برای همیشه از فواید زندگی مشترک بی‌بهره می‌شود. در این شرایط دو راه وجود دارد: یا زن طلاق بگیرد تا شوهر بتواند زن دیگری اختیار کند یا شوهر بتواند زن دوم بگیرد. در اینجا اگر شوهر حاضر است ضمن حمایت از زن اول، دوباره ازدواج کند، انتخاب ماندن یا طلاق گرفتن بر عهده زن اول خواهد بود. زن نیز در چنین شرایطی با توجه به موقعیت خود تصمیم می‌گیرد. در جامعه‌ای که زنان از حمایت‌های دولتی بی‌بهره‌اند و اگر شغلی نداشته باشند، کاملاً وابسته به شوهر هستند، ممکن است زن، ماندن در کنار همسر دوم را انتخاب کند و رضایت دهد که شوهر زن دیگری اختیار کند. یا در صورتی که زن عقیم است و مرد اصرار دارد که فرزندی از خودش داشته باشد و حاضر است با زن اول نیز زندگی کرده اما مایل است دوباره ازدواج کند تا صاحب فرزند شود. در اینجا نیز انتخاب با زن اول است که بماند یا طلاق بگیرد و در خانواده دوهمسری زندگی نکند.

به نظر من، در شرایط بسیار نادری ازدواج مجدد توجیه‌پذیر است. مسئله این است که در کشور ما بر اساس فقه، برای تبدیل خانواده به یک خانواده چندهمسری رضایت زن و فرزند جایگاهی ندارد و این طرز تفکر از عدالت دور است. وقتی مردی به طور یک‌جانبه خانواده تک‌همسری را به خانواده چندهمسری تبدیل می‌کند و همه مناسبات آن را به یک‌باره تغییر می‌دهد و زن و فرزندانش را با تنش روبه‌رو می‌کند، مرتکب بی‌عدالتی شده است. دیگر امروز قابل قبول نیست که عدالت یعنی تقسیم برابر شب‌ها میان همسران. عدالت امروز معنای گسترده‌ای دارد و رضایت‌مندی فرزندان را نیز شامل می‌شود. آسیب‌های ازدواج مجدد مردان می‌تواند موجب ناهنجاری‌های اجتماعی، اقتصادی و روانی شود. امروز نمی‌توان این پدیده را بدون ارزیابی پیامدهای انسانی و اجتماعی آن بر اساس دیدگاه‌های فردی و یا گروهی تبلیغ و ترویج کرد و با استناد نادرست به دین آن را توجیه کرد.» (با اندکی ویرایش از خبرگزاری پانا، دسترسی در 1398/8/25)

یادداشت‌ها:

ـ خبرگزاری پانا (انتشار در 1398/8/22)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

دیانت و فطرت!

احمد قابل:

شریعت مجموعهٔ قوانینی برای رابطهٔ انسان با خدا، رابطهٔ بین انسان‏‏ها و رابطهٔ انسان با طبیعت است. مطابق گزارش قرآن، این قوانین هیچ مخالفتی با نیازهای فطری بشر ندارند. دین براساس فطرت انسانی تنظیم شده است. در اسلام، مجموعهٔ قوانین، از روابط اقتصادی، سیاسی ــ اجتماعی، قضایی و جزایی را براساس آن چیزی که عقل بشر در زمان نزول این دین رفتار می‏کرد تشریع کرده است. یعنی اسلام همان قوانین را نگاه کرده و هر جای آنکه برای حال بشر مضر بود خطّ بطلان کشید و هر جای آن هم را که منفعت داشت نگه داشت. البته یک سری‏ راه‏‏ها را هم نشان داده است که تا آن زمان یا حداقل در آن جامعه مطرح نبوده است. همان راهکار پیشنهادی هم ممکن است مقطعی یا همیشگی باشد. مثلاً در مورد خرید و فروش، مواردی از خرید و فروش‏‏ها را که مبتنی بر ربا بود منع کرده و گفته است که این کارها را نکنید. راه‏های دیگری را که در همان زمان وجود داشته و غیرربوی بوده تأیید کرده و گفته است که اینها کارهای خوبی است و همین‏طور رفتار کنید. یک‌سری‏ راهکار‏ها هم ممکن است وجود داشته باشد که آنها را هم تجویز و تأیید کرده و مردم را تشویق کرده که اگر آن کار را رها کنید، یک کار دیگری هم می‏توانید انجام دهید که تا به ‏حال انجام نمی‏دادید. باید دقت شود هیچ‌کدام این‏‏ موارد با کلّیات دین، یعنی با اهداف دین، که کاملاً اهداف معقولی است و منطبق با فطرت انسانی است، مغایرت نداشته باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

افراط در عزاداری به تفریط می‌انجامد!

آیت‌الله شبیری زنجانی:

«همین طور پشت سر هم دهه درست کردن توسط جامعه قابل پذیرش نیست و به مرور زمان زمینه انکار مجموعه عزاداری‌ها را به وجود می‌آورد. افراط در عزاداری‌ها به تفریط می‌انجامد.» (دسترسی در 1398/8/10)

یادداشت‌ها:

ـ پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله شبیری زنجانی (انتشار در 1393/4/6)

ـ یادداشت‌های مرتبط:

آسیب‌شناسی عزاداری!

مداحان و صیانت از عزاداری!

فکر کرده‌ایم تنها عزاداری و اشک مسئولیت ماست!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

آیا ماه صفر نحس است؟

عبدالهادی مسعودی می‌نویسد:

«روایت بشارت دادن به خروج از ماه صفر در مجموعه‌های روایی شیعه نقل نشده است و تنها در دو سه کتاب معاصر آمده است. هیچ کدام از این کتاب‌ها سندی برای آن ذکر نکرده و منبع حدیثی کهن یا معتبری برای آن نیاورده‌اند. در میان اهل سنت نیز محدثان مشهور به ساختگی بودن این خبر تصریح کرده‌اند. حدیث مشابه این خبر با متن ”مَنْ بَشَّرَنِی‏ بِخُروجِ آذارَ فَلَهُ الْجَنَّةُ“ نیز نقل شده که اهل تسنن آن را هم ساختگی دانسته‌اند، اما محدثان شیعه هرچند آن را ساختگی نخوانده‌اند، ولی با توجه به فضا و سبب صدورش، با موضوع نحوست ایام و ماه صفر مرتبط ندانسته‌اند. گفتنی است در اشعار مولوی بدون اشاره به هیچ منبع و سندی به خبر نخست استناد شده، اما آن را دال بر نحوست ماه صفر ندانسته است. مولوی خوشحال شدن پیامبر را نه به دلیل تمام شدن ماه صفر که به معنای بشارت به ماه ربیع‌الاول به عنوان ظرف زمانی رحلت و عروج خویش دانسته است، زیرا پیامبر اکرم (ص) به لقای خدا می‌اندیشد و دوستدار وصال اوست.» (مسعودی، 1392)

مقاله ”پنداره نحوست ماه صفر“ را می‌توانید از اینجا دانلود کنید!

یادداشت‌ها:

ـ مسعودی، عبدالهادی. (1392). پنداره نحوست ماه صفر. دوفصلنامه حدیث حوزه. شماره 6.

ـ یادداشت مرتبط:

دربارهٔ ”بشارت به خروج ماه صفر“

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

دربارهٔ ”بشارت به خروج ماه صفر“

مهدی سیمایی می‌نویسد:

«از مشهورات دیگر بین شیعیان، که احیاناً ممکن است از مستندات نحوست ایام نیز قرار گیرد، روایتی است از پیامبر اکرم (ص)، که هر کس خروج ماہ صفر را بشارت دهد بهشتی خواهد شد. روایتی مبنی بر بشارت به خروج ماه صفر در هیچ یک از منابع روایی شیعه وجود ندارد. این روایت در برخی منابع عامه نقل شده است که خود علمای اهل سنت آن را جعلی دانسته‌اند. [1]

روایت دیگری در منابع شیعی موجود است که در آن اشاره‌ای به ماه صفر نشده است. خلاصه این حدیث چنین است:

”پیامبر در جمع اصحاب بودند و گفتند اولین نفری که بر ما وارد می‌شود از بهشتیان است. برخی از یاران بعد از شنیدن این سخن، به سرعت بیرون رفتند و داخل شدند تا مصداق این سخن پیامبر شوند. پیامبر فرمودند: ’خیر. اکنون چند نفر بر شده وارد می‌شوند، که هر کدام به من خبر دهد ماه آذار رومی تمام شده اهل بهشت است.‘ پس گروهی داخل شدند و پیامبر رو به ابوذر کردند و فرمودند: ’ای اباذر! ما در چه ماه رومی هستیم؟‘ ابوذر گفت: ’ماه آذار تمام شده است.‘ پیامبر فرمود: ’می‌دانستم، اما دوست داشتم امت من بدانند. که تو بهشتی هستی.‘ “[2]

درباره حدیث فوق باید بدین نکات توجه کرد:

➊ در حدیث اصلاً سخن از ماه صفر نبوده است.

➋ ماه آذار، ماهی رومی و صرفا هماهنگ ماه آذر است. این ماه مطابق ماه مارس میلادی و مقارن با اواسط اسفند است.

➌ بر اساس محاسبات تقویمی، ماه آذار با ماه صفر در هیچ یک از ۱۱ سال اقامت پیامبر در مدینه مطابقتی ندارد.

➍ واژه ”بشّرنی“، از ”بشارت“ در لغت عرب، در خبر خوب منحصر نیست، بلکه مطلق خبردادن را هم شامل می شود.

➎ بر فرض، حتی اگر در روایت ماه صفر ذکر شده بود، اولاً، دلالتی بر نحوست ماه صفر نداشته؛ و ثانیاً، معنایی کلی برای همه مخاطبان نیست تا از آن گزاره‌ای عام استفاده شود که هر کسی خروج ماه صفر را بشارت دهد بهشتی می‌شود، بلکه به عبارت فنی علم حدیث ”قضیهٔ خارجیه“ بوده است. مراد پیامبر معرفی ابوذر به عنوان فردی بهشتی بوده است؛ مانند آنکه اگر پیامبر می‌گفت اولین کسی که از در وارد شد بهشتی است، کسی برداشت نمی‌کرد که از در وارد شدن سبب بهشتی شدن شده و عملی مستحب است، بلکه مراد پیامبر آن فردی بوده که در حال ورود بوده است.

➏ حدیث فوق نیز سند معتبری ندارد. در سند این حدیث ، افراد مجهولی مانند تمیم بن بهلول و پدرش واقع شده‌اند.» (سیمایی، 1398: 159 ــ 160)

پانوشت‌ها:

[1] میرداماد، الرواشح السماویة، ص 285؛ به نقل از مسعودی خمینی، ”پنداره نحوست ماه صفر“.

[2] صدوق، علل الشرائع (ج 1، ص 175)؛ همو، معانی الأخبار (ص 204)

یادداشت‌ها:

ـ سیمایی، مهدی. (1398). مشهورات بی‌اعتبار در تاریخ و حدیث: دفتر اول. قم: کتاب طه.

ـ یادداشت‌ مرتبط:

آیا ماه صفر نحس است؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

خداوند بین تو و خودش کسی را قرار نداده است!

امیرالمؤمنین (ع):

«بدان! خدایى که گنج‌هاى آسمان و زمین در دست اوست به تو اجازه درخواست داده، و اجابت آن را به عهده گرفته است. تو را فرمان داده که از او بخواهى تا عطا کند، درخواست رحمت کنى تا ببخشاید، و خداوند بین تو و خودش کسى را قرار نداده تا حجاب و فاصله ایجاد کند، و تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه‌اى پناه ببرى، و در صورت ارتکاب گناه درِ توبه را مسدود نکرده است، در کیفر تو شتاب نداشته، و در توبه و بازگشت، بر تو عیب نگرفته است، در آنجا که رسوایى سزاوار توست رسوا نساخته، و براى بازگشت به خویش شرایط سنگینى مطرح نکرده است. در گناهان تو را به محاکمه نکشیده، و از رحمت خویش نا امیدت نکرده، بلکه بازگشت تو را از گناهان نیکى شمرده است. هر گناه تو را یکى، و هر نیکى تو را ده به حساب آورده، و راه بازگشت و توبه را به روى تو گشوده است. هر گاه او را بخوانى، ندایت را مى‌شنود، و چون با او راز دل گویى راز تو را مى‌داند. پس حاجت خود را با او بگوى، و آنچه در دل دارى نزد او باز گوى، غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن، تا غم‌هاى تو را بر طرف کند و در مشکلات تو را یارى رساند.» (نهج‌البلاغه: بخشی از نامه 31)

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

هیچ شفاعت‌کننده‌ای مؤثرتر از توبه نیست!

آیت‌الله منتظری می‌نویسد:

«شفاعت به معنای ضمیمه کردن چیزی به چیزی برای کمک است؛ و بیشتر درباره کسی استعمال می‌شود که دارای رتبه برتر است و در کنار پایین‌تر قرار داده می‌شود تا او را کمک کند. [1] به رغم تأکید قرآن کریم بر نبود هیچ گونه یار و شفیعی در قیامت برای انسان ”لَیسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِی وَ لَا شَفِیعٌ؛ برای آنان جز خدا ولى و شفیعی نیست.“ [2]، در آیاتی به صراحت از شفاعت و تأثیر آن در نجات انسان سخن گفته شده است. آنچه از شفاعت نفی شده است برای ظالمان [3] و کافران [4] می‌باشد. مشرکان و کافران و همه کسانی که حقایق دین را انکار می‌کنند مشمول شفاعت نخواهند شد. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: ”شفاعت من برای گناه‌کاران از امت من است، به جز گناه شرک و ظلم.“ [5] مسلمانان بر این امر اتفاق نظر دارند که رسول خدا از مقام شفاعت برخوردار است، مقامی که خداوند به او داده و آن حضرت را خشنود کرده است [6]: ”وَ لَسَوْفَ یعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى“ [7] و آن مقام را حاصل شب‌زنده‌داری و تهجد پیامبر دانسته است. [8] خداوند به کسانی از برگزیدگان و بندگان خوب خود اذن شفاعت داده است: ”وَ لَا یشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى؛ و آنها شفاعت نمی‌کنند، جز برای کسی که خدا رضایت دهد.“ [9] مراد از مأذون و مرضى خدا، پیامبران، اوصیا، فرشتگان و برخی از مؤمنان‌اند. [10]

شفاعت کاری خارج از ضابطه نیست. شفاعت نوعی لطف و کرم از جانب خداوند به بندگانی است که اعتقاد و عمل‌شان درست بوده و به رغم اینکه انسان خوبی بوده‌اند احیاناً در جایی لغزیده‌اند، گناهی مرتکب شده‌اند و موفق به توبه نگردیده‌اند. کسانی که پس از گناه موفق به توبه بشوند نیازی به شفاعت نخواهند داشت. در حدیث آمده است: ”لَا شَفِیعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوبَةِ؛ شفیعی مؤثرتر از توبه نیست.“ [11] اهل توحید بودن و در صراط مستقیم الهی قرار داشتن، شرط لازم شفاعت است. شفاعت جبران کاستی و نقص است. شفاعت در واقع از ارتباط وثیق شفاعت‌کننده و شفاعت‌شونده حکایت دارد. چنین نیست که هر کس مجاز باشد هر کار خلافی را که مایل بود انجام بدهد و با شفاعت از هوسرانی‌های او چشم‌پوشی شود. بنابراین شفاعت نه به کسی اجازه گناه می‌دهد و نه با چنان شرایط کسی را جرأت به گناه می‌دهد. شفاعت روح امید را در دل‌ها زنده نگه می‌دارد و انسان‌ها را تشویق به انجام وظیفه می‌کند، تکالیفی که از بندگان خواسته شده و گاه دشوار است و ادای همه آنها سخت می‌باشد، به خصوص با توجه به اینکه دنیا دار وسوسه و لغزش است. چنین افرادی را خداوند با شفاعت بنده‌ای از برگزیدگانش از عذاب نجات می‌دهد و یا به رتبه او می‌افزاید.» (منتظری، 1387: 302 ــ 303)

پانوشت‌ها:
[1] راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن (صص 457 ــ 458)

[2] انعام: 51

[3] غافر: 18

[4] مدثر: 46 و 48

[5] صدوق، الخصال، باب السبعة (ص 355، حدیث 36)

[6] طبرسی، مجمع البیان (ج 5، ص 505)؛ آلوسی، روح المعانی (ج 28، ص 160)

[7] ضحیٰ: 5
[8] اسرا: 79

[9] انبیا: 28

[10] صدوق، الاعتقادات (باب 21، ص 44 ــ 45)
[11] صدوق، الأمالی (مجلس 52، ص 399، حدیث 9)؛ [نهج‌البلاغه: حکمت 371]

یادداشت‌ها:

ـ منتظری، حسین‌علی. (1387). اسلام دین فطرت. چاپ سوم. تهران: نشر سایه.

ـ یادداشت مرتبط:

آیا شفاعت یک نوع پارتی‌بازی است؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

آیا پیامبر (ص) به دست همسرانش مسموم شد؟

مهدی مسائلی می‌نویسد:

«چند سالی است که موضوع مسموم شدن و شهادت پیامبر اکرم (ص) توسط نزدیکان ایشان (بعضی از زنان آن‌ حضرت) مطرح می‌شود. با این رویکرد نوشته‌های فراوانی همزمان با ایام درگذشت‌ پیامبر اسلام (ص) در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود که در آنها با چینش بعضی روایات خواسته‌اند این موضوع را اثبات کنند. در ادامه این یادداشت تلاش می‌شود به صورت مختصر و کوتاه به بعضی از این مطالب پاسخ داده شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

به استغفار چنگ زنید!

 

امام باقر (ع) از حضرت امیرالمؤمنین (ع) نقل فرمود:

«دو چیز در زمین مایه امان از عذاب خدا بود؛ یکی از آن دو برداشته شد. پس دیگری را دریابید و بدان چنگ بزنید؛ اما امانی که برداشته شد رسول خدا بود و امان باقی‌مانده استغفار کردن است، که خدای بزرگ به رسول خدا (ص) فرمود: ”خدا آنان را عذاب نمی‌کند، در حالی که تو در میان آنان هستی و عذاب‌شان نمی‌کند تا آن هنگام که استغفار می‌کنند. [انفال: 33]“» (نهج‌البلاغه: حکمت 88)

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز