«ای برادر تو همه اندیشه‌ای / مابقی خود استخوان و ریشه‌ای» (مولوی)

۶ مطلب با موضوع «دانشوران :: رسول جعفریان» ثبت شده است

یک کسی عاشورا را از دست ما نجات دهد!

رسول جعفریان می‌نویسد:

«این روزها به وفور شاهد تحلیل‌های اجتماعی سیاسی متفاوت از عاشورا هستیم و می‌دانیم سال‌هاست هر کسی با استناد به جمله‌ای از امام حسین (ع) یا رفتاری از آن حضرت، یک تفسیر سیاسی خاصی ارائه می‌کند. این در حالی است که غالب این عبارات یا گزارش‌ها هنوز از نظر تاریخی نقادی نشده است. اما صرف نظر از آن، هیچ گاه رویه فقها این نبوده است که این چنین به گزارش‌های تاریخی برای استفاده در گزاره‌های حقوقی استناد کنند و از آن نتایج فقهی بگیرند. این کارها از زمانی هم که باب شده، اغلب کار منبری‌ها بوده و الّا زیر تیغ فقیهان استخوان‌دار و اصیل، این قبیل کارها محل اعتنا نبوده است.

 نکته‌ای که درباره تحلیل‌های عاشورایی این‌چنینی محل توجه است این است که ما تا چه وقت و با چه دامنه و اصولی حق داریم در هر دوره، تفسیری متفاوت از عاشورا داشته باشیم؟ آیا بر این باوریم که از این رویداد می‌شود تفسیرهای متفاوت ارائه داد و هر روز یک اصل حقوقی از آن استخراج کرد، یا اینکه محدودیت وجود دارد و مثلاً ما قواعدی داریم که در استنباط فقهی از تاریخ باید تابع آنها باشیم؟

اگر یک نگاهی به منابع عاشورایی در این صد سال بیندازید، خواهید دید تفسیرهای حماسه‌ای که در این قرن باب شده در متون کهن جایی نداشته [است؛] برای مثال، کتاب‌های قاجاری، که همه روی اشک و آه بنا شده است. کدام یک از این دو نگاه درست است؟ اگر نگاهی در روزگار ما غلبه دارد، معنایش این است که اگر هزار سال هم به آن توجه نشده، حتماً درست است؟ با چه اصولی؟

مورد دیگر این است که در دوره اخیر درباره امر به معروف و نهی از منکر از عاشورا برداشت‌های زیادی می‌شود، در حالی که در هیچ کتاب فقهی قدیمی دست‌کم تا اواسط دوره قاجاری چنین رویه مطرح نبوده، و به عکس درباره این نکند عاشورا مصداق ”وَ لَا تُلْقُوا بِأَیدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ“ [بقره: ۱۹۵] باشد بحث کرده‌اند.

سؤال این است: کدام معیارها وجود دارد که دست ما را از تفسیرهای من‌درآوری با عبارت‌پردازی‌های عجیب و غریب و تحلیل‌های ذهنی و منبعث از شرایط سیاسی ایران و شیعه در قرن اخیر نجات دهد و به ما بیاموزد که ما یک تفسیر معمول و معقول مبتنی بر نصوص تاریخی و اخبار امامتی، آن مقدار که صحیح است و داستانی و اسرائیلی نیست، داشته باشیم؟

تنها در طول یک دهه از سال ۴۷ تا ۵۷ ده‌ها کتاب درباره امام حسین (علیه الصلاة و السلام) نوشته شد که هر کدام یک سمت‌وسویی داشت: صالحی نجف‌آبادی یک طرف، شریعتی طرف دیگر، و هاشمی‌نژاد هم و دیگران ... تازه، آنها سعی می‌کردند با دادن ارجاعات تاریخی، مبتنی بر برخی از متون تاریخی و حدیثی باشند، اما به هر حال، شیفته اوضاع سیاسی روز و غرق در آن بودند.

در یکی دو دهه اخیر هم، فلسفه عاشورایی  که از زبان مداحان می‌شنویم، و به تازگی یاد گرفته‌اند که عبارات عربی را هم در آن بیاورند تا مردم مطمئن شوند که راست می‌گویند! و با نقل شعری از این و آن در متن روضه، و یا آوردن اسم شیخ جعفر شوشتری و کمپانی و امثال آن، مخاطبان را شیفته برداشت‌های شگفت شبه‌عرفانی خود کنند و جوانان را مسحور عبارات مبهم و لفاظی‌های همراه با موسیقی عجیب و من‌درآوردی سازند. البته که این فضا دیگر فضای حماسه‌سازی از کربلا نیست، چنانکه ”مصیبت“گرایی قاجاری هم نیست، خودش یک سبک جدید در کنار عرفان‌های تازه است.

همین که شاهدیم هر وقت اوضاع سیاسی کشور در هم پیچیده می‌شود و فشارها بیشتر، و نیاز هست که ما در جایی نشانی از ایثار و فداکاری داشته باشیم، بلافاصله به تحلیل‌های حماسی از عاشورا روی می‌آوریم، خودش در اینکه ما چطور با این رویداد به طور دلخواه رفتار می‌کنیم شاهدی استوار است.

برخی هم تلاش می‌کنند از عاشورا دموکراسی استخراج کنند و آن را حرکتی علیه حکومت‌های استبدادی تفسیر نمایند. معلوم است که امام با ظلم در افتاده، اما تفسیر اینها بسیار متفاوت است. می‌توان احتمال داد که این چند روز از جنبش مبارزه با فساد در نهضت عاشورا هم سخن گفته شود.

سؤال فقیر این است: دامنه این استنباط‌های مذهبی و سیاسی از یک رویداد تاریخی تا کجاست و ما چه اندازه حق داریم از این جنبش الهی این همه برداشت‌های سیاسی و اجتماعی و عرفانی ساختگی داشته باشیم؟ یک کسی باید عاشورا را از دست ما نجات دهد و اجازه ندهد عظمت حسین بن علی (علیه‌السلام) زیر سایه این تفسیرهای غلط قرار گیرد.»

یادداشت‌ها:

ـ شبکه اجتهاد (دسترسی در 1398/6/15)

ـ کانال رسول جعفریان (انتشار در 1398/6/13)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

ما عقب‌گرد داریم!

رسول جعفریان

رسول جعفریان می‌نویسد:

«ما عقب‌گرد داریم. از جنبش‌های فکری اخیر یکی مکتب تفکیک است که می خواهد برای دنیای جدید ایده تازه بدهد. مکتب تفکیک همان رویکرد اخباریگری است؛ تفکر اخباریگری و تفکیکی از اساس اجازه تحول فکری نمی‌دهد. مرتب می‌گویند ما کاری به عقل نداریم و فلسفه قدیم را منکریم اما در عمل، مبنای تفکر این است که برای همه چیز باید در همین متون حدیثی گشت و راه‌حل یافت. من نقد فلسفه سنتی را از سوی آنها دوست دارم، اما هیچ جایگزینی ندارند. مثل آخر صفوی، که فلسفه قدیم نقد شد و اخبار‌یگری جایش را گرفت. فیض کاشانی کتاب درباره اسب می‌نوشت اما فقط تعدادی روایت بود! [...]

من صرف تکیه بر تفکر تجربی را ستایش نمی‌کنم، اما تا اینجا این حرف درست بود که قرآن نگرش واقع‌گرایانه‌ای به علم داشت که مسلمان‌ها از آنها دور شدند. از همان ابتدای اسلام، برخلاف روش قرآنی که علم را در معنای عام به کار می‌برد، عُلما علم را به معنای حدیث گرفتند. ده‌ها کتاب و رساله هست که نام ”کتاب العلم“ دارد؛ در بخاری و کافی هم هست، اما همه آنها مقصودشان علم حدیث است. به تبع آن، علمِ اصلی همان علم دینی شد و بقیه در حاشیه قرار گرفتند. هیچ‌کس علم را جز افرادی نادر، مثل رازی و بیرونی، جدی نگرفت.

اینکه دنیای اسلام توانست بهره‌ای در علم داشته باشد، حرفی نیست، اما باید بدانیم هیچ نوع انقلاب علمی [در هیچ زمانی میان مسلمانان] پدید نیامد، انقلابی مشابه آنچه در رنسانس و پس از آن قرن‌های هفدهم و هجدهم در بغداد پدید نیامد. ما همان علوم یونانی را توسط فارابی و ابن سینا لباس جدید پوشاندیم. اتفاق خاصی نیفتاد. دانش‌های فرعی ما توسعه یافت. البته در زمینه حقوق و فقه توسعه داشتیم اما آنها هم به دلایلی متوقف شد.

ما انتظار داشتیم بعد از انقلاب، ادبیات علمی‌تری را داشته باشیم. متأسفانه نه فقط در علم کار جدی نکردیم، بلکه از لحاظ دینی هم نگرش‌های عاقلانه جای خود را به تمایلات خرافه‌گرایانه واگذار کرد. طی سه چهار دهه گذشته، بر شمار آداب و رسوم مذهبی بی‌پایه افزوده شده، حجم داستان‌های شگفت در مداحی و روضه‌خوانی بیشتر شده، و باورهایی که به تدریج در حال گرفتن رنگ تقدس است فزونی یافته است. حتی بر شمار امامزاده‌ها هم افزوده شده است. شما عقب‌ماندگی علمی را هم به عنوان خرافات علمی در نظر بگیرید، چیزی که در رشد پدیده‌ای ساختگی و ناشی از تنفر نسبت به غرب به نام طب سنتی قابل مشاهده است. همه آنها که از طب سنتی ترویج می‌کنند به طور مداوم به علم جدید حمله می‌کنند.

بنده وقتی این دوره را با دوره صفوی مقایسه می‌کنم، فرق چندانی نمی‌بینم. چنان که دوره قاجاری هم تا اواسط راه و حتی بعد از آن همین طور است. ما در یک برهه کوتاه، با رشد افکار کسانی مانند مطهری، قدری برابر خرافات ایستادیم، اما به سرعت از آن وضعیت دور شدیم. حقیقت آن است که ترویجِ خرافات قدری هم گرو این است که کسانی که قدرت و پول دارند، می‌خواهند خود را مذهبی‌تر هم نشان دهند و از این راه بهره‌برداری بیشتری بکنند. این کار معمولاً در دل خرافات راحت‌تر انجام می‌شود. جنس آدم‌های متدینِ پولدار این است که اگر هوشیارش نکنیم، مدام به سمت ظاهربینی غش می‌کند. به میزان دینداری باید عقلش را هم تقویت کرد. آدم‌هایی را داشتیم که اوایل انقلاب، نگاه‌های روشنفکری بهتری به دین داشتند، اما به تدریج، یا سکوت کردند یا خود به حمایت از این امور پرداختند. مدعیان امام زمانی بیش از حد هستند، و اگر مقاومت برخی از نهادها نبود، وضع ما از این هم که هست بدتر بود.

ما در این دوره، شاهد تکرار صفویه هستیم؛ مقصودم به خصوص روی این جهت است که در دوره اخیرِ صفوی تلاش کردند همه علوم را از دل احادیث درآورند، مشابه این تلاش را در اسلامی کردن علوم در دوره جدید مشاهده می‌کنیم. گاهی آنها که فلسفی‌ترند می‌گویند ما در کل می‌خواهیم نگرش توحیدی را حاکم کنیم، اما به طور مشخص، عده‌ای دنبال آن هستند که از دل احادیث و متونِ دینی همهٔ علوم را استخراج کنند. برخی می‌گویند می‌خواهیم علوم انسانی و اجتماعی را استخراج کنیم، برخی پا را بالاتر گذاشته و همه علوم را می‌گویند. مشکل این است که فکرِ علمی، فکر کشف روابط علمی در جهان، فکری که بتواند مثل نیوتن یا انیشتین عمل کند، در عمق فکر ما نیست. با این وضع، ما حتی تشیع را از عقل هم دور می‌کنیم.» (خبرآنلاین: وبلاگ رسول جعفریان، دسترسی در 1398/2/13)

 

یادداشت‌ها:

ـ خبرآنلاین: وبلاگ رسول جعفریان (انتشار در 1397/10/11)

ـ یادداشت‌های‌ مرتبط:

درباره مکتب تفکیک!

درباره اخباریگری و پیشینهٔ آن!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

تصور رایج درباره مهدویت در عصر صفوی!

مهدیان دروغین (1391)

رسول جعفریان می‌نویسد:

«در این دوره، تصور رایج آن بود که اکنون که پس از یک هزار سال، دولت شیعی سر کار آمده است، از آنجایی که دولت اصلی شیعی همان دولت مهدی (ع) است، بنابراین دولت صفوی را باید مقدمه آن دولت دانست. در اینجا بود که نظریه‌ای شکل گرفت که دولت صفوی را مقدمه ظهور دولت مهدی (ع) می‌دانست. البته اوائل کار، برنامه دولت صفوی تنها متمرکز روی اسماعیل و طهماسب بود و ]‌...[ قرار بود شاه طهماسب آخرین کسی باشد که حکومت کرده و آن را به مهدی (ع) واگذار کند. در این باره رساله‌ای داریم که در حوالی سال 950 نوشته شده و وعده ظهور را در سال 963 داده است.» (جعفریان، 1391: 126)

«برای القای تصور مشروعیت دولت، احادیث علائم ظهور و رجعت، از ظرفیت مناسبی برای ]آن[ برخوردار بود، زیرا امکان تطبیق علائم ظهور با شرایط مختلف به دلیل نشانه‌های متعدد و متفاوتی که در شماری از روایات آمده زمینه این کار را فراهم می‌کرد. شواهد نشان می‌دهد در اواخر دوره صفوی این مباحث اوج گرفت، هرچند از پیش از آن هم وجود داشت.» (همان: 151) «در دوره اخیر صفوی، شماری از علمای اخباری، که دو نمونه روشن آن را از میان خاندان میرداماد و مجلسی داریم، شروع به تطبیق برخی از روایات ظهور بر دولت صفوی کردند. نظر اینان، بر همان اساس بود که این دولت متصل به دولت قائم (ع) خواهد شد.» (همان: 126 ــ 127)

 

یادداشت‌ها:

ـ جعفریان، رسول. (1391). مهدیان دروغین. تهران: نشر علم.

ـ یادداشت‌های مرتبط:

معنای ”انتظار فرج“

او مُصلحِ کلّ عاَلَم است!

امام زمان (ع) و دموکراسی!

مهدویت یک فلسفه جهانی است!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

چه کسی به سیزدهم رجب رسمیت بخشید؟

رسول جعفریان

رسول جعفریان می‌نویسد:

«همان طور که آگاه‌ایم درباره روز ولادت و وفات برخی از معصومین (ع) اختلاف‌نظر وجود دارد. در این زمینه شهرت یک تاریخ، یا رسمیت بخشیدن به یک تاریخ از طرف یک حکومت ــ که ممکن است بر اساس شهرت باشد ــ تواند که تاریخ معینی را به صورت رسمی در آورده و تواریخ دیگر را از دور خارج کند. این در حالی است که امکان بحث تاریخی و علمی در باره تواریخ دیگر وجود دارد و بسا آنها درست باشد.

در اینجا یک تجربه جالب را مرحوم سید عبدالحسین خاتون‌آبادی ــ از نویسندگان عصر صفوی ــ از دوره شاه سلطان حسین بیان کرده که خواندنی است. این تجربه در این باره است که شاه شیعه از اختلاف‌نظر در این باره خشنود نبوده و دلش می‌خواست روزی معین به عنوان روز ولادت امام علی (ع) رسمیت یابد و عید رسمی اعلام شود.

وی برای این کار علمای اصفهان را گرد آورد و به عبارتی، یک مجمع علمی تشکیل داد. در این مجمع، به دستور شاه، مقرر شد تا هر کسی بر اساس منابع و مدارک و‌ آنچه قبول دارد نظرش را روی کاغذی بنویسد. این کار انجام شد و در نهایت اکثریت علما و دانشمندان حاضر روز ۱۳ رجب را پذیرفتند. شاه نیز به عقیده اکثریت احترام گذاشت و همان روز را به عنوان روز ولادت پذیرفت و رسمی کرد.

این رسمیت سبب شد تا روز ۱۳ رجب شاخص شده و به عنوان روز عید پذیرفته شود. خاتون‌آبادی با ادبیات همان روزگار می‌نویسد: و این عید، از مخترعات شاه سلطان حسین بن شاه سلیمان است. سپس فهرست علمای برجسته حاضر را هم بیان می‌کند.

[...] لازم است به اقوالی که درباره روز ولادت امام علی (ع) هست اشارتی داشته باشم:

مشهور چنان است که تولد آن حضرت روز ۱۳ رجب در سال سی‌ام عام‌الفیل است. شیخ مفید در ارشاد، سید رضی در خصائص امیر المؤمنین، شیخ طوسی در تهذیب و مصباح المتهجد (از ابن عیاش) این روز را نقل کرده‌اند. روایتی از صفوان جمال از امام صادق (ع) روز ولادت را هفتم شعبان می‌داند. شیخ مفید در کتاب مسار الشیعه روز ۲۳ شعبان را روز ولادت امام علی (ع) می‌داند. مسعودی در اثبات الوصیه نیمه رمضان را روز ولادت امام دانسته است.» (خبرآنلاین: وبلاگ رسول جعفریان، دسترسی در 1397/12/28)

 

● متن خاتون‌آبادی را در اینجا بخوانید!

 

یادداشت‌ها:

ـ خبرآنلاین: وبلاگ رسول جعفریان (انتشار در 1391/3/14)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

مقاومت در برابر مفاهیم تازه!

رسول جعفریان

رسول جعفریان می‌نویسد:

«این دیگر برای ما به صورت یک رویه در آمده است که وقتی [در] برابر مفاهیم تازه قرار می‌گیریم، ابتدا مقاومت می‌کنیم، مقاومتی که بسته به موضوع و اهمیت آن نسبت به میراثِ قبلی شاید تا ده‌ها سال طول بکشد. در مرحله بعد، به تردید می‌افتیم و سعی می‌کنیم آن مفهوم را تجزیه کرده، بخش کم‌ضررتر آن را بپذیریم و بخشی را رد کنیم. مرحله بعد، تقریباً آن را می‌پذیریم، ضمن آنکه پنج تا ده درصد، و گاه تا پانزده درصد از مخالفان، همچنان مقاومت می‌کنند و آن را رد می‌کنند. آنان هم که می‌پذیرند اغلب سعی می‌کنند نشان دهند که نه تنها اصل آن مورد قبول‌شان است، بلکه از قبل در میان‌شان وجود هم داشته است.

اکنون بر آن نیستیم تا به بیان نمونه‌ها بپردازیم، اما تقریباً همه ما می‌دانیم که مثال در این زمینه فراوان است. این تغییرات، در حال حاضر، سریع‌تر شده و گاهی تجربه‌های گذشته هم مورد توجه قرار گرفته است. نمونه‌اش همین حق رأی زنان است، که به تازگی عبارتی از مرحوم مدرس* درباره آن نقل کردم و البته مقاله‌ای هم درباره سیر تطور آن نوشته بودم که نشان می‌داد چگونه ما این مراحل را درباره آن طی کرده‌ایم. معمولاً یک کم‌کاری ما در حوزهٔ مرور بر این تغییرات است و این هم ناشی از ضعف نگاه تاریخی ما در بررسی سیر تحولات فکری که اغلب با احتیاط متمایل به نوعی حفظ سنت آن را دنبال می‌کنیم.

این رویه فقط درباره ما نیست؛ اصولاً فرهنگ‌های سنتی در دیگر نقاط دنیا هم چنین هستند. در خصوص حق رأی زنان، حتی در خود غرب هم به صورت تدریجی رخ داده است، به طوری که در امریکا در سال ۱۹۲۰ این حق برای همه زنان امریکایی به رسمیت شناخته شده است.

[...] زمانی که مفهوم جدید را پس از یک دوره مبارزه با آن پذیرفتیم، به دلیل چالشی که اغلب در میان فرهنگ بومی ما ایجاد می‌کند، توجیهی برای این پذیرش و تعیین نسبت آن با دیگر مفاهیم ارائه می‌کنیم، توجیهی که به ما می‌گوید چطور این مفهوم را در دل مفاهیم قبلی جای دهیم. این امر منجر به پیدایش توجیهاتِ مفهومی جدیدی می‌شود که می‌توان آن را نوعی دانش دفاعی دانست، دانشی که کار آن نشان دادن این است که چطور باید بین واقعیت موجود در جامعه و فرد از نظر شناختی، با باورهای دینی، ارزش‌های اخلاقی و دنیای آرمانی توافق ایجاد کرد.» (کانال رسول جعفریان، دسترسی در 1397/12/3)

*وقتی در دوره دوم مجلس شورای ملی، محمد تقی وکیل‌الرعایا، نماینده همدان، بحث حق رأی زنان را مطرح کرد، مرحوم سید حسن مدرس با آن مخالفت کرد. سخنان مدرس پس از وکیل الرعایا در جلسه روز هشتم شعبان ۱۳۲۹ ق (دور دوم، جلسه ۲۸۰) چنین بود: ”برهان این است که امروز ما هر چه تأمل می‌کنیم می‌بینیم خداوند قابلیت در اینها قرار نداده است که لیاقت حق انتخاب را داشته باشند. مستضعفین و مستضعفات و آنها از آن نمره‌اند که عقول آنها استعداد ندارد و گذشته از اینکه در حقیقت نسوان در مذهب اسلام ما در تحت قیومت‌اند ’الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ‘ [نساء: ۳۴] در تحت قیومیت رجال هستند و مذهب رسمى ما اسلام است آنها در تحت قیومت‌اند. ابداً حق انتخاب نخواهند داشت. دیگران باید حفظ حقوق زن‌ها را بکنند که خداوند هم در قرآن می‌فرماید در تحت قیومیت‌اند و حق انتخاب نخواهند داشت، هم دینى هم دنیوى. این مسئله‌ای بود که اجمالاً عرض شد.“  (خبرآنلاین، وبلاگ رسول جعفریان، انتشار در 1389/11/8)

 

یادداشت‌ها:

ـ کانال و وبلاگ رسول جعفریان (دسترسی در 1397/12/3)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

دو تاریخ ولادت و وفات ساختگی!

رسول جعفریان

رسول جعفریان می‌نویسد:

سال‌هاست تاریخ ولادت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) در تقویم‌ها 1 ذی‌قعده نوشته شده و حتی به همین مناسبت روز یادشده روز دختران نامیده شده است. وفات آن حضرت نیز 10 ربیع‌الثانی عنوان شده است. همین طور تاریخ ولادت حضرت عبدالعظیم 4 ربیع‌الثانی و وفات ایشان 15 شوال یاد شده است، تاریخ‌هایی که در منابع نیامده و یک نفر در حوالی سال 1343ق به نقل از منبع مجهولی آن را شایع کرده است!

خاطرم بود که زمانی حضرت آیت‌الله استادی، که از استادان و پژوهشگران و روحانیون عالی‌شأن حوزه علمیه قم هستند، در این باره بحثی را نوشته بودند. جست‌وجوی مختصری نشان داد که اصل مطلب مقاله‌ای است با عنوان ”آشنایی با حضرت عبدالعظیم ع و مصادر شرح حال او“، که در مجله نور علم شماره 50 ــ 51 (فروردین ــ تیرماه 1372) منتشر شده است. در آنجا ایشان به تفصیل درباره کتاب‌هایی که درباره حضرت عبدالعظیم است سخن گفته‌اند.

از جمله، از کتابی با نام ”نور الافاق“ یاد کرده و به دلیل آنکه حاوی مطالب بی‌اعتباری است آن را مورد انتقاد قرار داده‌اند. از جمله مسائلی که مورد انتقاد ایشان واقع شده تاریخ ولادت و وفاتی است که برای حضرت عبدالعظیم حسنی و همین طور حضرت معصومه (س) به نقل از منبعی مجهول آورده و همان سبب شده است که زان پس، تاریخ‌های یادشده در تقویم اعتباری پیدا کند و حتی منشأ جشن و سرور یا عزایی باشد.

البته در کشوری که سخن مداحان مقدم بر سخن پژوهشگران است نباید انتظار زیادی داشت که این قبیل اتفاقات نیفتد، اما لااقل می‌توان انتظار داشت که اصل این مطالب در دسترس باشد تا علاقه‌مندان مطالب تحقیقی هم بتوانند مطابق ذوق خود آنچه را می‌خواهند بیابند. (با اندکی ویرایش از وبلاگ رسول جعفریان، دسترسی در 1397/9/26)

 

متن کامل این جستار را در خبرآنلاین بخوانید!

 

یادداشت‌ها:

ـ خبرآنلاین: وبلاگ رسول جعفریان (انتشار در 1392/8/1)

ـ یادداشت‌ مرتبط:

درباره تاریخ ولادت و وفات حضرت عبدالعظیم (ع)!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز