«ای برادر تو همه اندیشه‌ای / مابقی خود استخوان و ریشه‌ای» (مولوی)

۲۴ مطلب با موضوع «نهج‌البلاغه» ثبت شده است

سرانجام دوست غلوکننده؟!

نهج‌البلاغه

امیرالمؤمنین (ع):

«هَلَکَ فِیَّ رَجُلَانِ، مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَالٍ؛ دو کس درباره من هلاک شدند: دوست غلوکننده و دشمن کینه‌توز.» (نهج‌البلاغه: حکمت 117)

 

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی (به نقل از پایگاه موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت (ع)) (دسترسی در 1397/1/31)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

پیامبر (ص) طبیب سیّار بود!

نهج‌البلاغه

«پیامبر (ص) را از درخت تنومند پیامبران، از سرچشمه نور هدایت، از جایگاه بلند و بی‌همانند، از سرزمین بطحاء، از چراغ‌های برافروخته در تاریکی‌ها، و از سرچشمه‌های حکمت برگزید. پیامبر (ص) طبیبی بود که برای درمان بیماران سیّار بود.
مرهم‌های شفابخش او آماده، و ابزار داغ کردن زخم‌ها را گداخته. برای شفای قلب‌های کور و گوش‌های ناشنوا و زبان‌های لال، آماده و با داروی خود در پی یافتن بیماران فراموش‌شده و سرگردان است.» (نهج‌البلاغه: بخشی از خطبه 108)

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

ساده‌زیستی امیرالمؤمنین (ع)

نهج‌البلاغه

امیرالمؤمنین (ع):

«من اگر می‌خواستم، می‌توانستم از عسل پاک، و از مغز گندم، و بافته‌های ابریشم برای خود غذا و لباس فراهم آورم، اما هیهات که هوای نفس بر من چیره گردد و حرص و طمع مرا وادارد که طعام‌های لذیذ برگزینم، در حالی که در حجاز یا یمامه کسی باشد که به قرص نانی نرسد، و یا هرگز شکمی سیر نخورد، یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم‌هایی از گرسنگی به پُشت چسبیده، و جگرهای سوخته وجود داشته باشد، یا چنان باشم که شاعر گفت: ”این درد تو را بس که شب را با شکم سیر بخوابی و در اطراف تو شکم‌هایی گرسنه و به پُشت چسبیده باشند.“» (نهج‌البلاغه: بخشی از نامه 45)

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

درددل با پیامبر (ص) در هنگام دفن فاطمه (س)

نهج‌البلاغه

 امیرالمؤمنین (ع):

«سلام بر تو اى رسول خدا (ص)، سلامى از طرف من و دخترت که هم اکنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسیده است! اى پیامبر خدا، صبر و بردباری من با از دست دادن دختر برگزیده‌ات (حضرت فاطمه (س)) کم شده، و توان خویشتن‌داری ندارم. امّا براى من که سختی جدایی تو را دیده، و سنگینی مصیبت تو را کشیدم، شکیبایى ممکن است.

این من بودم که با دست خود تو را در میان قبر نهادم، و هنگام رحلت، جان گرامی تو میان سینه و گردنم پرواز کرد. ”پس همه ما از خداییم و به خدا باز می‌‌گردیم“ ]بقره: 156[. پس امانتی که به من سپرده بودی برگردانده شد، و به صاحبش رسید. از این پس اندوه من جاودانه و شب‌هایم شب‌زنده‌داری است، تا آن روز که خدا خانه زندگى تو را برای من برگزیند.

به زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امّت تو چگونه در ستمکارى بر او اجتماع کردند، از فاطمه (س) بپرس، و احوال اندوهناک ما را از او خبر گیر، که هنوز روزگاری سپری نشده و یاد تو فراموش نگشته است.

سلام من به هر دوى شما، سلامِ وداع‌کننده‌اى که از روى خشنودی یا خسته‌دلی سلام نمی‌کند. اگر از خدمت تو باز می‌گردم، از روى خستگى نیست و اگر در کنار قبرت می‌نشینم، از بدگمانى بدانچه خدا صابران را وعده داده نمی‌باشد.» (نهج‌البلاغه: خطبه 202)

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

مهلت‌دادن‌های خداوند؟!

نهج‌البلاغه

«چه بسا کسی که با نعمت‌هایی که به او رسیده به دام افتد و با پرده‌پوشی بر گناه، فریب خورد و با ستایش شدن آزمایش گردد؛ و خدا هیچ‌کس را همانند مهلت دادن نیازمود.» (نهج‌البلاغه: حکمت 116)
«بسا احسان پیاپی خدا گناه‌کار را گرفتار کند و پرده‌پوشی خدا او را مغرور سازد و با ستایش مردم فریب خورد و خدا هیچ‌کس را همانند مُهلت دادن، مورد آزمایش قرار نداد.» (نهج‌البلاغه: حکمت 260)

 

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

گمان نکنید ”عرضه حق“ بر من گران می‌آید!

نهج‌البلاغه

امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید:

«گاهی مردم ستودن افراد را برای کار و تلاش روا می‌دانند. اما من از شما می‌خواهم که مرا با سخنان زیبای خود مَسِتایید تا از عهده وظایفی که نسبت به خدا و شما دارم برآیم و حقوقی که مانده است بپردازم و واجباتی که برعهده من است و باید انجام گیرد اداء کنم.

پس با من چنانکه با پادشاهان سرکش سخن می‌گویند حرف نزنید و چنانکه از آدم‌های خشمگین کناره می‌گیرند دوری نجویید و با ظاهرسازی با من رفتار نکنید و گمان مبرید اگر حقی به من پیشنهاد دهید بر من گران می‌آید، یا در پی بزرگ نشان دادن خویش‌ام؛ زیرا کسی که شنیدن حق، یا عرضه شدن عدالت بر او مشکل باشد عمل کردن به آن برای او دشوارتر خواهد بود.

پس، از گفتن حق، یا مشورت در عدالت خودداری نکنید، زیرا خود را برتر از آنکه اشتباه کنم و از آن ایمن باشم نمی‌دانم، مگر آنکه خداوند مرا حفظ فرماید.» (نهج‌البلاغه: بخشی از خطبه 216)

 

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

زهد چیست؟ و برترین زهد کدام است؟


نهج‌البلاغه

«زهد بین دو کلمه از قرآن است، که خدای سبحان فرمود: ”بر آنچه از دست شما رفته حسرت نخورید، و به آنچه به شما رسیده شادمان مباشید [حدید: 23]. کسی که بر گذشته افسوس نخورد و به آینده شادمان نباشد همه جوانب زهد را رعایت کرده است.» (نهج‌البلاغه: حکمت 439)

«برترین زهد پنهان داشتن زهد است.» (همان: حکمت 28)

 

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

ویژگی‌های حضرت عیسی (ع)

نهج‌البلاغه

امیرالمؤمنین (ع):

«و اگر خواهی از عیسی بن مریم (ع) بگویم، که سنگ را بالش خود قرار می‌داد، لباس پشمی خشن به تن می‌کرد و نان خشک می‌خورد، نان خورشت او گرسنگی و چراغش در شب ماه و پناهگاه زمستان او شرق و غرب زمین بود. میوه و گُلِ او سبزیجاتی بود که زمین برای چهارپایان می‌رویاند. زنی نداشت که او را فریفتهٔ خود سازد، فرزندی نداشت تا او را غمگین سازد، مالی نداشت تا او را سرگرم کند، و آز و طمعی نداشت تا او را خوار و ذلیل نماید، مرکب سواری او دو پایش و خدمت‌گزار وی دست‌هایش بود.» (نهج‌البلاغه: بخشی از خطبه 160)

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

ارزش حکمت!

نهج‌البلاغه

 امیرالمؤمنین (ع):

«حکمت گمشده مؤمن است؛ حکمت را فراگیر، هرچند از منافقان باشد.» (نهج‌البلاغه: حکمت 80)
«حکمت را هرکجا که باشد فراگیر؛ گاهی حکمت در سینهٔ منافق است و بی‌تابی کند تا بیرون آمده و با همدمانش در سینهٔ مؤمن آرام گیرد.» (همان: حکمت 79)

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

من خوش ندارم که شما دشنام‌دهنده باشید!

نهج‌البلاغه

 امیرالمؤمنین (ع):
(در جنگ صفین شنید که یاران او شامیان را دشنام می‌دهند. حضرت فرمود:)

«من خوش ندارم که شما دشنام‌دهنده باشید، اما اگر کردارشان را توصیف و حالات آنان را بازگو می‌کردید، به سخن راست نزدیک‌تر و عذرپذیرتر بود.

خوب بود به جای دشنام آنان می‌گفتید: خدایا! خون ما و خون آنها را حفظ کن و بین ما و آنان اصلاح فرما و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت کن، تا آنان که جاهل‌اند حق را بشناسند و آنان که با حق می‌ستیزند پشیمان شده به حق بازگردند.» (نهج‌البلاغه: خطبه 206)

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز