«ای برادر تو همه اندیشه‌ای / مابقی خود استخوان و ریشه‌ای» (مولوی)

۶۳ مطلب با موضوع «اخلاق» ثبت شده است

مقداری از ثروت خود را جلوتر بفرستید!

نهج‌البلاغه

«کسی که بمیرد مردم می‌گویند: ”چه باقی گذاشت؟“ اما فرشتگان می‌گویند: ”چه پیش فرستاد؟“ خدا پدران‌تان را بیامرزد، مقداری از ثروت خود را جلوتر بفرستید، تا در نزد خدا باقی بماند و همه را برای وارثان مگذارید که پاسخ‌گویی آن بر شما واجب است.» (نهج‌البلاغه، بخشی از خطبه 203)

 

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

شریعت‌زدگی و فقه‌زدگی!

مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان درباره «شریعت‌زدگی و فقه‌زدگی» می‌نویسد:
«عبادیات دین دو کارکرد دارند:‌ یکی اینکه، مقدمه‌اند برای اخلاقی شدن ما و یکی هم اینکه، عملی سمبلیک هستند و باطنیات ما را نشان می‌دهند. حال اگر این دو کارکرد فراموش شود، با فقه‌زدگی و شریعت‌زدگی سروکار پیدا می‌کنیم. اگر کسی فکر کند در دین عبادیات وسیله چیزی دیگری نیستند و خود هدف‌اند و یا فکر کند عبادیات مقدمه اخلاقی شدن ما نیستند، بلکه خود هدف‌اند و هدف این است که نماز بخوانیم، روزه بگیریم، حج بگزاریم، و ... فکر نکند باید ورای این عبادیات یک امر درونی وجود داشته باشد که این عبادیات سمبل آن امر درونی باشد فقه‌زده و شریعت‌زده شده است. در واقع، فقه‌زدگی و شریعت‌زدگی اعمال عبادی را سمبلیک ندانستن و علاوه‌بر آن، اعمال عبادی را هدف دانستن است. فقه‌زدگی و شریعت‌زدگی بزرگ‌ترین مانع در راه تبدیل دین به معنویت است و بزرگ‌ترین مانع در راه تبدیل متدین به عارف صاحب‌دل، و مقلد به کسی است که تقلید نمی‌کند، بلکه صدق، حجیت و حقانیت آنچه را که گفته است می‌یابد و حس می‌کند.» (ملکیان، 1394: 199) «شریعت‌زدگی ما را تا آخر در مقام تقلید نگه می‌دارد، زیرا لااقل چهار تالی فاسد و چهار نتیجه دارد. این نتایج برای تبدیل دین به معنویت بسیار مهلک هستند.» (همان: 200)

«اولین نتیجه این است که شریعت‌زدگی تنور نفاق و ریا را گرم می‌کند. همه شریعت‌زدگان، چه بدانند و چه ندانند، مبلغان نفاق و ریا هستند، زیرا وقتی بنا شد فقط در اعمال ظاهری چشم بدوزیم و فقط در این چشم بدوزیم که ”صاد“ را چقدر کشید، ”ضاد“ را چقدر کشید، و لاالضالین را چطور تلفظ کرد، انسان‌هایی می‌پروریم که فقط ظاهربین هستند و به ظاهر نگاه می‌کنند. اگر جامعه جامعه‌ای شد که وقتی من و تو با هم در حال ارتباط هستیم، من فقط به اعمال ظاهری تو نگاه کنم و نگران آن باشم و تو هم به اعمال ظاهری من نگاه کنی و نگران آن باشی، معنایش این است که تو من را مستعد نفاق و ریا می‌کنی و من تو را.» (همان.)

«اما مطلب دوم. عمل‌زدگی، که ناشی از فقه‌زدگی و شریعت‌زدگی است، کار دومی هم با ما می‌کند و خسارت عظیمی به ما می‌رساند و آن این است که سنخ‌شناسی روانی انسان‌ها را به فراموشی می‌سپارد. ما انسان‌ها با سنخ روانی واحدی به دنیا نمی‌آییم. همان طور که وقتی هرکدام از ما به دنیا می‌آییم، با رنگ چشم، رنگ مو و طول قد خاصی به دنیا می‌آییم و خصایص زیست‌شناختی و جسمی متفاوتی داریم و با آن خصایص زیست‌شناختی متفاوت به دنیا می‌آییم، با خصایص روان‌شناختی متفاوتی هم به دنیا می‌آییم. ما همه یک سنخ نیستم. بعضی از ما درون‌گرا به دنیا می‌آیند و بعضی برون‌گرا. بعضی روحیه فعالیت دارند و بعضی روحیه انفعال. این کنش‌گری یا کنش‌پذیری یک سنخ روانی است. بعضی از انسان‌ها اساساً کنش‌گر و فعال‌اند. بعضی از انسان‌ها اساساً کنش‌پذیرند و فعال‌اند.» (همان: 201)

«آفت سوم عمل‌زدگی که ناشی از فقه‌زدگی و شریعت‌زدگی است این است که وقتی عمل‌زده می‌شوید، خود را از برکات معنوی سایر ادیان و مذاهب محروم می‌کنید، زیرا به نظرتان می‌آید دین، غیر از عمل، چیزی از ما نخواسته است و عمل را هم که مشخص کرده است. وقتی انسان به ادیان و مذاهب دیگر رجوع می‌کند که معتقد باشد غیر از عمل چیز دیگر هم از ما خواسته‌اند. یک سلسله معارف و یک سلسله اخلاقیات هم از ما خواسته‌اند که با رجوع به ادیان و مذاهب دیگر و رجوع به هرکسی که به اندازه اپسیلونی حقیقت را کشف کرده است و حقیقت را از او اخذ کردن به آنها می‌رسیم. این وظیفه هر انسان معنوی است. هیچ انسان معنوی‌ای خود را در قالب هیچ دین و مذهبی محصور نمی‌کند. البته این بدان معنا نیست که متدین به یک دین و مذهب خاص نباشد.» (همان: 204 ــ 205)

«اما چهارمین آفت عمل‌زدگی این است که اصلاً به سیر باطن افراد توجه نمی‌کند. آدمی، بدون سیر باطنی، حیات معنوی خود را از دست می‌دهد. هیچ‌وقت با عمل ظاهری حیات معنوی به دست نمی‌آید. حیات معنوی یک سیر باطنی می‌طلبد. ]...[ این سیر باطنی در پی سه چیز درونی است: حقیقت، عشق‌ورزی و خیر. وقتی سیر باطنی می‌گویم، منظورم حقیقت‌جوبی، عشق‌ورزی و خیرخواهی است.» (همان: 207)

 

یادداشت‌ها:

ـ ملکیان، مصطفی (1394). در رهگذار باد و نگهبان لاله. جلد 2. تهران: نگاه معاصر.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

معیار و مقیاس دیانت!

ابوالقاسم فنایی

ابوالقاسم فنایی درباره «معیار و مقیاس دیانت» می‌نویسد:

«هدف بعثت پیامبر صرفاً آموزش ارزش‌های اخلاقی نیست، بلکه تحقق بخشیدن به ارزش‌های اخلاقی از طریق فراهم کردن زمینه مناسب و برداشتن موانع است. ]... [نه تنها اخلاق مستقل از دین و مقدم بر دین٬ که برتر از دین هم هست٬ چون اخلاق هدف است و دین ابزار و وسیله تحقق آن هدف و این نکته به نوبه خود متضمن دو نکته دیگر است.

نکته نخست این است که افراد و جوامع مختلف تا آنجا و به مقداری دیندارند که به ارزش‌های اخلاقی ملتزم و پای‌بند هستند. کسی یا جامعه‌ای که به اسم دین ارزش‌های اخلاقی را نادیده می‌گیرد اساساً دیندار نیست و به هر مقدار که فرد یا جامعه به ارزش‌های اخلاقی پای‌بند باشند به همان میزان به خدا نزدیک‌ترند٬ چرا که به رسالت پیامبر بیشتر جامعه عَمَل پوشانده‌اند. معیار و مقیاس دیانت اخلاق است، نه شناسنامه و نه کثرت نماز و روزه.

نکته دوم این است که اگر قرائت ِ خاصی از دین٬ فرد یا جامعه دینی را از اخلاق دور کند٬ بُطلان و نادرستی خود را بر آفتاب افکنده است٬ یعنی برای باطل شمردن قرائت خاصی از دین کافی است نشان دهیم که آن قرائت فرد یا جامعه دینی را از اخلاق دور می‌کند و لذا با هدف بعثت پیامبر٬ که عبارت است از تحقق بخشیدن به ارزش‌های اخلاقی٬ در تضاد است. قرائتی از دین که انسان را از اخلاق دور کند و فهمی از دین که به خاطر پای‌بندی بدان و پیروی از دستورات آن٬ انسان ناگزیر شود عقل و وجدان اخلاقی خود را زیر پا بگذارد و ارزش‌های اخلاقی را نادیده بگیرد٬ دین نیست٬ بلکه دُکان و افیون است.» (فنایی، 1384: 177 ــ 178)

 

یادداشت‌ها:

ـ فنایی، ابوالقاسم (1384). دین در ترازوی اخلاق. تهران: مؤسسه فرهنگی صراط.

ـ یادداشت‌های مرتبط:

تقدم اخلاق و تفکر بر عبادات ظاهری!

رکوع‌ها و سجودهای طولانی شما را گول نزند!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

راست‌گویی و راستی‌آموزی!

 

 

سید حسن اسلامی اردکانی درباره «راست‌گویی و راستی‌آموزی» می‌نویسد:

«پیش از آنکه به فرزندان‌مان نماز خواندن یا دیگر واجبات را بیاموزیم، باید به آنان صداقت و راستی را آموزش دهیم. باید قبل از آنکه پرهیز از نجاسات معروف را ــ که تن را می‌آلایند ــ بیاموزیم، دوری از دروغ را ــ که روح را می‌آلاید ــ آموزش دهیم. و همان‌گونه که بهداشت جسمی را به آنان می‌آموزیم، بهداشت روحی را به ایشان آموزش دهیم. به یاد داشته باشیم که پلیدی تن با چند دقیقه شست‌وشو از میان می‌رود، اما اگر روح کودک بر اثر دروغ‌گویی و دروغ‌شنوی آلوده شد، به سادگی نمی‌توان آن را زدود.» (اسلامی اردکانی، 1382: 433)
 

یادداشت‌ها:

ـ اسلامی اردکانی، سید حسن. (1382). دروغ مصلحت‌آمیز: بحثی در مفهوم و گستره آن. قم: بوستان کتاب.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

اطاعت مکن!

 قلم 10

«و از هیچ بیهوده‌‌ــ‌سوگندخوار بی‌مقداری اطاعت مکن.» (قلم:10)

 

یادداشت‌ها:‌

ـ قرآن. ترجمه بهاء‌الدین خرمشاهی (1386). تهران: انتشارات دوستان.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

پُرسوگندخواری!

شهید مطهری درباره «پُرسوگندخواری» می‌نویسد:

 «آیا برای هر راستی باید قسم خورد؟ نه. در روایات و دستورات دینی زیاد داریم که قسم را خوار نکنید، ولو برای هر حرف راستی. آخر همه جا که جای واللهِ و باللهِ نیست؛ موارد خاصی. انسان خودش باید طوری عمل کند و طوری باشد که دیگران به او آن‌قدر اعتماد داشته باشند که وقتی یک جمله می‌گوید، چون او را صادق می‌دانند، حرفش را راست بدانند. چنین اشخاصی اصلاً احتیاج یه قسم خوردن ندارند؛ قسم هم که نخورند، افراد حرف‌شان را باور می‌کنند. وقتی که انسان خودش بی‌مایه است و می‌داند که دیگران به حرفش اعتماد ندارند، دائماً قسم می‌خورد. قسم راست خوردن هم از نظر شرعی یک امر زشتی است. ما روایات زیادی داریم که قسم راست هم جز در مواقع ضرورت نباید به کار رود.» (مطهری، 1378: 264)

«اگر انسان خودش یک شخصیت اخلاقی داشته باشد، خودش پیش خودش یک وزن اخلاقی داشته باشد، اگر خودش به سخن خودش اعتماد داشته باشد و اگر دیگران به سخن او اعتماد داشته باشند، احتیاجی به قسم نیست. ولی آدم‌های حقیر و پست و کم‌وزن هستند که پُر سوگند می‌خورند.» (همان.) «در واقع، یعنی هر جا مردمی را دیدید که پُر سوگند می‌خورند این را دلیل پستی آنها بدانید. اگر به راست هم پُر سوگند بخورند پست‌اند، تا چه رسد که به دروغ پُر سوگند بخورند.» (همان: 265)

 

یادداشت‌ها:

ـ مطهری، مرتضی (1378). آشنایی با قرآن. جلد 8. چاپ ؟. تهران: انتشارات صدرا.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

انتقال بدگویی!

سید حسن اسلامی اردکانی می‌نویسد:
«گاه دو تن با یکدیگر قهر هستند. طبیعت بسیاری کسان این است که، چون با دیگری قهر باشند، از او بدگویی می‌کنند و فکر آینده خود نیستند. حال اگر شخص سومی این سخنان را بشنود و به آن طرف منتقل کند، کاری غیراخلاقی کرده است. گرچه راست گفته، چنین تکلیفی نداشته است.» (اسلامی اردکانی، 1382: 242 ــ 243)

 

یادداشت‌ها:

ـ اسلامی اردکانی، سید حسن. (1382). دروغ مصلحت‌آمیز: بحثی در مفهوم و گستره آن. قم: بوستان کتاب.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

بزرگ‌ترین عیب!

نهج‌البلاغه

 «بزرگ‌ترین عیب آن است که چیزی را که در خود داری بر دیگران عیب بشماری.» (نهج‌البلاغه: حکمت 353)

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

ابروگشاده باش!

ابروگشاده باش!

 چون وا نمی‌کنی گرهی، خود گره مشو

ابروگشاده باش چو دستت گشاده نیست

(صائب تبریزی، دیوان اشعار، غزلیات، غزل 2068)


یادداشت‌ها:

ـ گنجور (دسترسی در 1396/1/19)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

کسی حقّ اهانت به مقدسات سایر ادیان را ندارد!

سید کمال حیدری

 آیت‌الله سید کمال حیدری:

«بنده از نظر فقهی فتوا می‌دهم که سبّ و لعن نه تنها درباره‌ اهل سنت و سایر فِرَق اسلامی جایز نیست، بلکه کسی حقّ اهانت به مقدسات سایر ادیان و آیین‌ها و مکاتب را هم ندارد. بله بروید بنشینید جلوی یک بودایی مثلاً، و با صدتا دلیل ثابت کنید که بودا پیغمبر بوده یا نبوده؟ بحث و نقد کنید، مشکلى نیست، آن طرف هم جواب بدهد و حرف خودش را ارائه بدهد، اما توهین و مشخص کردن جایگاه شخص مقابل در قیامت، جایز نیست. اساساً هر چیزى که اهانت باشد منع قرآنى دارد.» (شبکه اجتهاد، دسترسی در 1395/12/14)

 

یادداشت‌ها:

ـ شبکه اجتهاد (دسترسی در 1395/12/14)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز