«ای برادر تو همه اندیشه‌ای / مابقی خود استخوان و ریشه‌ای» (مولوی)

۳۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «محرم» ثبت شده است

عروسی قاسم در کربلا؟

شهید مطهری می‌نویسد:

«می‌گویند: در همان گرماگرم روز عاشورا، که می‌دانیم مجال نماز خواندن هم نبود و امام نماز خوف خواند، امام فرمود حجله عروسی راه بیندازید، من می‌خواهم عروسی قاسم را با یکی از دخترهایم، لااقل شبیهش هم شده، در اینجا ببینم. (حالا قاسم یک بچه سیزده‌ساله است.) چرا؟‌ آخر آرزو دارم، آرزو را که نمی‌توانم به گور ببرم. شما را به خدا ببینید، یک حرفی است که اگر به زن دهاتی بگویی، به او برمی‌خورد. گاهی از یک افراد خیلی سطح پایین [می‌شنویم که] من آرزو دارم عروسی پسرم را ببینم، عروسی دخترم را ببینم. حالا در یک چنین گرماگرم زدوخورد که مجال نماز خواندن نیست، می‌گویند حضرت فرمود که من در همین جا می‌خواهم دخترم را برای پسر برادرم عقد کنم و یک شکل عروسی هم شده است در اینجا راه بیندازم. یکی از چیزهایی که از تعزیه‌خوانی‌های قدیم ما هرگز جدا نمی‌شد عروسی قاسم بود؛ قاسم نوکدخدا، یعنی نوداماد، قاسم نوداماد؛ در صورتی که این قضیه در هیچ کتابی از کتاب‌های تاریخی معتبر وجود ندارد.» (مطهری، 1377: 69)

 

یادداشت‌ها:

ـ مطهری، مرتضی (1377). حماسه حسینی: سخنرانی‌ها. جلد 1. چاپ سی‌ام. تهران: انتشارات صدرا.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

مداحان و صیانت از عزاداری‌ها

قرن‌هاست که عزاداری و برگزاری مجالس یادبود ائمه اطهار (ع) بخشی جداناپذیر از فرهنگ مردم ایران‌زمین شده است. نه تغییر حکومت‌ها توانست این سنت دیرینه شیعیان ایران را از یادها فراموش کند و نه ممنوعیت‌ها و غیرقانونی اعلام کردن آنها از سوی برخی حکام و نه قحطی و جنگ و گرفتاری‌های تاریخی مردم. با این حال، نیازمند دقت‌هایی هستیم تا بستر مناسبی که برای حفظ این سنت وجود دارد دست‌خوش آسیب نشود.

بخش مهمی از مجالسِ عزاداری مجالسی است که در منازل برگزار می‌شود. به روضه‌خوان‌های مرد اصطلاحاً ”مداح“ و به روضه‌خوان‌های زن ”خانم جلسه‌ای“ اطلاق می‌شود. اما این مداح‌ها و خانم جلسه‌ای‌ها فقط روضه نمی‌خوانند؛ آنها بخش‌هایی از تاریخ اسلام و احکام فقه و شرع را هم بیان می‌کنند و به نوعی نماینده معرفی دین به عامه مردم هستند.

مجالس عزاداری همواره با حضور گرم و معنوی مردم مؤمن برگزار شده است. اهمیت این مجالس به گونه‌ای است که، چه به لحاظ محتوایی و چه به لحاظ شکلی، باید با مراقبت‌هایی دائمی همراه باشد. به عنوان نمونه، با توجه به افزایش سطح سواد عمومی توقعات جوانان از مطالبی که در این مجالس بیان می‌شود و روایات و مقاتلی که نقل می‌شود تا حد زیادی بالا رفته و آنان انتظار دارند آنچه در کنار سوگواری برای ائمه اطهار (ع) بیان می‌شود مستند و سرشار از معرفت و اندیشه و راه‌حل‌هایی برای زیست اخلاقی و شیعی باشد.

حسین، دانشجوی مهندسی منابع طبیعی است و می‌گوید: ”من در خانواده‌ای مذهبی بزرگ شده‌ام و عقاید دینی خود را دارم. به ائمه اطهار (ع) هم ارادت ویژه و خاصی دارم. برای همین، تاریخ زندگی آنها را مطالعه کرده‌ام و اطلاعات به نسبت گسترده‌ای در زمینه تاریخ اسلام و وقایع تاریخی دارم. ولی در برخی مجالس با مطالب سست و یا غلو و خرافه‌آمیز مواجه می‌شوم و طبیعی است متوقع باشم که آقایان زحمت بیشتری به خود داده و در مجالس از نوحه‌ها و اشعار قوی‌تر و مناسب‌تری که با اخلاق و سیره ائمه (ع) سازگاری دارد استفاده کنند.“

حجت‌الاسلام والمسلمین رسول جعفریان، پژوهشگر برجسته تاریخ اسلام و ایران، ضمن انتقاد شدید از سخنان برخی افراد که در تریبون‌های رسمی به خرافات درباره ظهور حضرت مهدی (عج) دامن می‌زنند گفت: ”متأسفانه به جای آن که متفکران و اندیشمندان، از روحانی و دانشگاهی، رشته فکر را در دست گرفته و باب اندیشه و اندیشیدن را باز نگاه دارند، مدتی است که در این کشور عده‌ای روضه‌خوان و مداح سردمدار فکر و اندیشه شده‌اند. این شخص در کجا درس خوانده؟ چه قدر فقه می‌داند؟ چه قدر با مبانی فلسفی اسلام آشناست؟‌ چه قدر تاریخ اسلام خوانده؟ کجا تحصیل کرده که در هر بابی نظر می‌دهد؟“

با رشد جامعه و افزایش سطح تحصیلات و آگاهی مردم، انتظار از این مجالس بالاتر رفته و مردم نمی‌خواهند که شنونده‌های منفعلی باشند. مردم انتظار دارند راجع به آنچه گفته می‌شود، دقت و مطالعه عمیق‌تری صورت گیرد و حقیقتاً هدف از برگزاری مجلس تعظیم شعائر باشد. اما اگر مخاطبان حس کنند که گوینده سواد درستی ندارد یا جهت‌گیری سیاسی خاصی دارد و از این تریبون سوءاستفاده سیاسی می‌کند طبیعتاً واکنشی منفی داشته و ممکن است منجر به دل‌زدگی از مجالس عزاداری به ویژه در جوانان شود.

گرفتن دستمزدهای کلان و حیرت‌انگیز از سوی برخی مداحان و خانم‌های جلسه‌ای و وارد شدن تجمل به برخی مجالس عزاداری در منازل نیز نکته دیگری است که طبیعتاً با انتظاری که از مجالس عزاداری ائمه اطهار (ع) می‌رود سازگار نیست. هدف رونقِ ایمان و اندیشه است.

چگونه است که کسانی که سال‌ها تحصیلات دانشگاهی و تجربه کار در زمینه خاصی را دارند باید مجوز کار بگیرند و در یک چارچوب و استاندارد تعیین‌شده مزد دریافت کنند، ولی برخی ”خانم جلسه‌ای“ها و ”مداح“ها و ”روضه‌خوان“ها می‌توانند هر میزان که می‌خواهند مزدهای کلان دریافت کنند و هر چیزی که خودشان می‌خواهند را به افکار عمومی مردم تزریق کنند و حتی گاهی در مواردی دیده شده که به خود اجازه می‌دهند که بر سر فردی که سؤالی را پرسیده فریاد زده و او را تحقیر کنند؟

در بعضی مجالس [...] تریبون مداحی تبدیل به تریبون سیاسی شده و بسته به وابستگی و علقه مداح نقش‌های خوب و بد بین شخصیت‌های سیاسی احزاب تقسیم شده و این حرکت دینی مردم ابزاری در دست مداحان می‌شود برای تبلیغات سیاسی و تزریق افکار شخصی به ذهن مردم. این شیوه خود عامل دیگری است که به اعتماد عمومی از این مجالس آسیب می‌زند. [...] سؤال اینجاست که آیا مردم برای شنیدن مشی سیاسی روضه‌خوان و خانم‌ جلسه‌ای به این مجلس رفته‌اند یا هدفی مذهبی داشته‌اند؟ آیا استفاده از مجالس عزاداری، که تمام زمانش حق مردم است، برای اهدافِ شخصی و گروهی مصداق تضییع حق‌الناس نیست؟ (شفقنا، دسترسی در 1397/6/23)

 

یادداشت‌ها:

ـ شفقنا (انتشار در 1397/6/21)

ـ یادداشت‌ مرتبط:

مداح‌محوری!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

کشنده‌ترین آفت عاشورا!

دیانت و عقلانیت

رضا بابایی می‌نویسد:

«آفات جدید در مسئله عاشورا ماهیتی متفاوت دارند و از سنخ تحریفات مرسوم و رایج نیستند؛ مانند استفاده‌های سیاسی از عاشورا. کشنده‌ترین آفت نیز همین است که عاشورا را با سیاست‌های روز گره بزنیم و از آن برای این هزینه کنیم. در سیاست‌های روز ایران طرفداران مذاکره با قدرت‌های جهانی به گفت‌وگوهای امام حسین با ابن سعد در کربلا اشاره و استناد می‌کنند و مخالفان مذاکره هرگونه مذاکره‌ای را میان امام و سپاه کوفه انکار می‌کنند. این روش برای توجیه رفتارهای سیاسی روز بسیار خطرناک است. ما می‌توانیم از عاشورا الهام بگیریم و به طور کلی این درس را بیاموزیم که خون بر شمشیر پیروز است؛ اما اجازه نداریم در هر مقطعی از زمان برای هر رفتاری که می‌پسندیم دلیلی از تاریخ اسلام بیاوریم، زیرا شکل‌گیری هر واقعه‌ای در هر گوشه‌ای از تاریخ بر ده‌ها زمینه اجتماعی و فرهنگی و عوامل پیدا و پنهان استوار است که تکرار بی‌کم‌وکاست آنها در مقاطع دیگر، تقریباً جزء محالات است. از سوی دیگر، اگر من می‌توانم دشمنم را تکرار ابن زیاد و سنان بن انس بدانم و جنگ با او را ادامه عاشورا بخوانم، دیگری نیز می‌تواند مرا شمر زمان بخواند.» (بابایی، 1397: 363)

 

یادداشت‌ها:

ـ بابایی، رضا. (1397). دیانت و عقلانیت: جستارهایی در قلمرو دین‌پژوهی و آسیب‌شناسی دینی. اصفهان: نشر آرما.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

قصد تقرب به خدا در کشتن امام حسین (ع)

محمد اسفندیاری و همه ما برادریم

محمد اسفندیاری می‌نویسد:

«بسیاری از مخالفان ائمهٔ طاهرین نیز نه از روی عناد و لحاج، که از سر جهل و حمق روبه‌روی ایشان صف کشیدند. حتی در کشتن شدن مظلومانه امام حسین (ع) و بستگانش، که بزرگ‌ترین فاجعه صدر اسلام بود، جهالت و حماقت نیز نقش داشت. همهٔ کسانی که به جنگ آن حضرت آمده بودند انگیزهٔ شیطانی نداشتند، بلکه برخی از ایشان نادان‌هایی از همه جا بی‌خبر بودند که به قصد تقرّب به خدا چنان فاجعه‌ای آفریدند.

از امام سجاد (ع) روایت کرده‌اند: ”]متن عربی[؛ هیچ روزی مانند روز حسین نبود. سی هزار مرد، که به پندار خودشان از این امت بودند، بر او گرذ آمدند و همه جا با ریختن خونش به خداوند عزّ و جل تقرب می‌جستند.“ ]ابن بابویه، امالی، ص 414[

باری، بعضی با حُسن نیت و به قصد قربت، ولی از سر جهل، چنان خرابکاری‌هایی می‌کنند که در خیال نمی‌گنجد. سادگی است اگر به صداقت و نیت نیک خود یا دیگری فریفته شویم. حُسن نیت شرط کافی برای هیچ کاری نیست و هیهات که بتواندجای دانستن را بگیرد. آنکه نمی‌داند، گو اینکه سراپا صداقت باشد و بخواهد عدالت بورزد، باز نمی‌تواند. برای دیندار زیستن، و برای اخلاقی زیستن، و برای مفید زیستن، علاوه‌بر حُسن نیت، نیازمند آن‌ایم که بدانیم. ندانستن گناه است و منشأ بسیاری از گناهان. راست گفت پیامبر خدا: ”وَیلٌ لِمَنْ لا یَعلَمْ.“] کنز‌العمال، ج 10، ص 198[» (اسفندیاری، 1396: 174 ــ 175)

 

یادداشت‌ها:

ـ اسفندیاری، محمد. (1396). همه ما برادریم: سیمای انسانی و اخلاقی اسلام. ویراست چهارم. چاپ هشتم. تهران: نگاه معاصر.

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

گاندی و امام حسین (ع)؟

محمد اسفندیاری و آسیب‌شناسی دینی

محمد اسفندیاری می‌نویسد:

«در شماری از کتاب‌ها، این جمله را از مهاتما گاندی درباره امام حسین (ع) نقل کرده‌اند: ”من برای مردم هند چیز تازه‌ای نیاورده‌ام، فقط نتیجه‌ای را که از مطالعات و تحقیقاتم درباره تاریخ زندگی قهرمانان کربلا به دست آورده‌ام ارمغان ملت هند کردم. اگر بخواهیم هند را نجات دهیم، واجب است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علی پیمود.“
بهترین منبعی که برای این سخن آورده‌اند مجله ”الغری“، چاپ نجف، به تاریخ ربیع‌الاول 1381 است. اما در کتاب‌هایی که از گاندی منشر شده، و نیز در کتاب‌های معتبری که درباره او به چاپ رسیده است، اثری از این جمله نیست. از جمله می‌توان به کتاب ”سرگذشت من“، ”این است مذهب من“، ”همه مردم برادرند“ اشاره کرد که شامل زندگی‌نامه خودنوشت گاندی و گزیده‌ای از گفتارها و نوشتارهای اوست. همچنین در کتاب‌هایی چون ”مهاتما گاندی“، به قلم رومن رولان و ”گاندی“، از جرج وودکاک، که مهم‌ترین منابع در این باره است، چنین جمله‌ای وجود ندارد.

ناگفته نماند یک جلد از کتاب ”دائرة‌المعارف الحسنیة“ با عنوان فرعی ”قالوا فی الحسین علیه‌السلام“، به گفتارهای بزرگان درباره امام حسین (ع) اختصاص دارد. در این کتاب نیز جمله‌هایی دیگر از گاندی درباره آن حضرت آمده، ولی گفته شده است که منبعی برای آن نیافتیم.» (اسفندیاری، 1395: 373 ــ 374)

 

یادداشت‌ها:

ـ اسفندیاری، محمد. (1395). آسیب‌شناسی دینی. تهران: کویر.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

آیا امام حسین (ع) را شیعیانش کشتند؟

عاشوراشناسی به قلم محمد اسفندیاری

محمد اسفندیاری می‌نویسد:

«تاریخ امام حسین (ع) چندان تحریف شده که عده‌ای نه تنها قیام آن حضرت را عقلانی نمی‌دانند و معتقدند که امکان پیروزی وجود نداشت، بلکه می‌پندارند که امام حسین را شیعیانش کشتند و همان کسانی که دوستش داشتند به رویش شمشیر کشیدند. اگر این اتهام را مخالفان قیام امام حسین به قلم آورند، پیداست که می‌خواهند امویان را تبرئه کنند، ولی امروزه که برخی از شیعیان همین اتهام را تکرار می‌کنند، هم از حقیقت دور می‌افتند و هم بر سر شاخ بن می‌بُرند. ][

این باور نادرست که امام حسین را شیعیانش کشتند بر پایه این استدلال است که کوفیان شیعه بودند، امام را کوفیان کشتند، پس امام را شیعیان کشتند. در سخن مزبور همین استدلال آمده است، اما با اندکی تأمل در تاریخ به نادرستی آن پی می‌بریم.

بی‌درنگ یادآور می‌شویم که همه کوفیان شیعه نبودند، حتی مسلمان هم نبودند. یهودیان و مسیحیان نیز در کوفه زندگی می‌کردند. هیچ آمار دقیقی از جمعیت کوفه و شیعیان آنجا وجود ندارد، اما مسلّم است که همه کوفیان شیعه نبودند. برخی گفته‌اند که شیعیان در اقلیت بودند و در حدود ثلث یا ربع جمعیت.

از چگونگی ورود ابن زیاد به کوفه می‌توان دریافت که تعداد شیعیان آنجا چقدر بود. هنگامی که یزید نعمان را عزل و ابن زیاد را نصب کرد. وی با معدودی افراد وارد کوفه شد. اگر همه کوفیان یا اکثر قریب ‌به ‌اتفاق آنها شیعه بودند، بدیهی است که ابن زیاد بی‌احتیاطی نمی‌کرد و با هزاران نفر از بصره وارد کوفه می‌شد و حتی از شامیان کمک می‌گرفت. وی با شناختی که از کوفه داشت و پدرش نیز پیش‌تر والی آن بود می‌دانست که پیروان حکومت نیز در کوفه بسیارند.

باری، کوفه مترادف با شیعه نبود. آنجا پایگاه شیعه بود، اما ده‌ها هزار نفر هم یافت می‌شدند که به مصداق ”اَلنّاسُ عَلیٰ دینِ مُلُوکِهمْ“ پیرو حکومت و دین حاکمیت بودند. دوره حکومت نعمان دوره اوج تکاپوی شیعیان در کوفه بود. شیعه در این دوره اقلیت فعال بود و پیروان حکومت اکثریت خاموش. اما از هنگامی که ابن زیاد حاکم شد، آن اکثریت منزوی را به نفع حکومت فعال کرد و آن اقلیت در صحنه را به حاشیه راند.

خلاصه، این استدلال که کوفیان شیعه بودند، امام را کوفیان کشتند، پس امام را شیعیان کشتند. مخدوش است، زیرا همه کوفیان شیعه نبودند و حتی وجود معدودی غیرشیعه این استدلال را باطل می‌کند.» (اسفندیاری، 1395:‌ 258 ــ 260)

«این را نیز بگوییم که توابین گناه‌شان را این می‌دانستند که امام حسین را تنها گذاشتند، نه اینکه او را کشتند. توبه آنها به سبب تنها گذاشتن امام بود، نه کشتنش.» (همان: 261 ــ 262)

«گذشته از ادله تاریخی، به لحاظ منطقی نیز باید گفت که این سخن که امام حسین را شیعیانش کشتند تناقض‌آمیز است و شیعه‌گری و امام‌کشی دو ضد جمع‌ناشدنی است. این سخن مانند این است که گفته شود پیامبری را پیروانش کشتند. بدیهی است آنان که پیامبری را می‌کشند، یا از پیروانش نیستند، و یا نخست از جرگه پیروانش خارج می‌شوند و سپس او را می‌کشند.» (همان:‌266)

«این مطلب را هم یاد‌آور شویم که بسیاری از کسانی که در آن دوره از امام حسین حمایت می‌کردند و شیعه خوانده می‌شدند به معنای دقیق کلمه شیعه نبودند، بلکه فقط هوادار و دوست‌دار آن حضرت بودند.» (همان.)

 

یادداشت‌ها:

ـ اسفندیاری، محمد. (1395). عاشوراشناسی: پژوهشی درباره هدف امام حسین (ع). چاپ دوم. تهران: نشر نی.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

مردم بنده دنیایند!

سلام بر حسین

امام حسین (ع):

«اِنَّ النّاسَ عَبیدُ الدُّنْیا وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ یَحوطونَهُ ما دَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّیّانونَ؛ مردم بنده دنیایند و دین بر سر زبان‌شان است، و تا برای آنها وسیله زندگی است، می‌چرخانندش. اما هنگامی که به بلا آزمایش شوند، دیندار کم است» (تحف‌العقول، ص 245؛ به نقل از اسفندیاری، 1395: 206)

 

یادداشت‌ها:

ـ اسفندیاری، محمد. (1395). آسیب‌شناسی دینی. تهران: کویر.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

امام حسین (ع) هشت بار خواست برگردد که ممانعت کردند!

عاشوراشناسی به قلم محمد اسفندیاری

محمد اسفندیاری می‌نویسد:

 «از هنگامی که امام حسین (ع) با سپاه هزارنفری حرّ بن یزید روبه‌رو شد و در محاصره نظامی قرار گرفت، تا روز عاشورا پنج بار پیشنهاد کرد که به حجاز برگردد، اما نپذیرفتند. همچنین دو بار اقدام کرد تا برگردد، ولی راه را بستند. نیز یک بار کسی از اصحابش خواست تا بگذارند کاروان امام برگردد، اما قبول نکردند.

در مجموع، هشت بار امام خواست برگردد که ممانعت کردند. تفصیل مطلب این است که آن حضرت یک بار پیش از نماز ظهر، و بار دیگر پس از نماز عصر، به سپاه حر گفت که اگر از آمدن من ناخوشنودید، برمی‌گردم به همان جا که آمده‌ام. بار سوم به فرستاده عمر بن سعد فرمود: اِذْ کَرِهتُمونِی فَانَا اَنصَرِفُ عَنکُم. بار چهارم در ملاقات محرمانه‌ای که با عمر بن سعد داشت، و بار پنجم در روز عاشورا پیش از شروع جنگ پیشنهاد کرد تا مراجعت کند.

علاوه‌بر این موارد، امام حسین دو بار در حال برگشت بود که راه را بستند. یک بار در برخورد با سپاه حر، پس از نماز عصر، به اصحابش دستور داد که برگردید؛ اما همین که خواستند برگردند، سپاه حر مانع شدند. در اینجا بود که امام چندان ناراحت شد که به حر فرمود: ”مادرت به عزایت بنشیند، از ما چه می‌خواهی؟ ]الارشاد، ج 2، ص 80[

بار دوم صبح فردای آن روز میان امام حسین و حر کشمکشی بود در چگونگی رفتن مسیر. آن حضرت کاروان را چنان دلالت می‌کرد که از کوفه دور شوند، اما حر جلو می‌آمد و کاروان را بازمی‌گرداند. او کاروان را به سمت کوفه می‌کشید و آنها مقاومت کرده، از رفتن به طرف آنجا خودداری می‌کردند.

همچنین در روز عاشورا امام حسین به یکی از اصحابش به نام بُرَیر بن خُضَیر یا حُضَیر فرمان داد تا با سپاه دشمن گفت‌وگو کند. بُرَیر پیش رفت و از آنها خواست تا بگذارند کاروان امام حسین به همان جا بازگردد که از آنجا آمده است.» (اسفندیاری، 1395: 129 ــ 130)

 

یادداشت‌ها:

ـ اسفندیاری، محمد. (1395). عاشوراشناسی: پژوهشی درباره هدف امام حسین (ع). چاپ دوم. تهران: نشر نی.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

آسیب‌شناسی عزاداری!

 

آسیب‌شناسی دینی

محمد اسفندیاری می‌نویسد:

«غلو در فضیلت عزاداری برای حضرت سیدالشهدا (ع) نیز یکی دیگر از مصداق‌های غلو در مفاهیم است. پاداشی که برای عزاداری در احادیث معتبر آمده است محل انکار نیست، ولی اگر فضیلت عزاداری از همان اندازه خود بزرگ‌تر شود غلو است. در این صورت، که در سده‌های گذشته بیشتر شاهدش بوده‌ایم، بُعد حماسی قیام امام حسین (ع) تحت‌الشعاع بُعد تراژیک آن قرار می‌گیرد و آن حضرت در مصیبت خلاصه می‌شود.

فاضل دربندی، که خود را حسین‌اللّهی می‌خواند و مؤسس یا مروّج قمه‌زنی در ایران بود، امام حسین (ع) را در عزاداری خلاصه می‌کرد و در آن نیز چنان غلو می‌کرد که تاکنون تالی‌تلو نیافته است. وی بر آن بود که هدف از آفرینش این جهان برگزاری مجلس عزا و مصیبت برای امام حسین (ع) است. به دیدهٔ او، گریستن بر امام حسین (ع) از همه عبادات واجب و مستحب، بدون استثنا، افضل است. او گریستن بر حضرت سیّد الشهدا را چنان بزرگ می‌نمود که در شمار اصول دین جای می‌گرفت، بلکه همپایه اصل‌الاصول دین (توحید). می‌گفت بُکاء ]= گریه[ و توحید قرین یکدیگرند؛ آن هم بدین دلیل که روایت شده است: مَنْ بَکیٰ عَلَی الْحُسینِ وَجَبتْ لَهُ الْجَنَّة. و نیز روایت شده است: مَنْ قالَ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ وَجَبتْ لَهُ الْجَنَّة. فاضل دربندی توجه نداشت که با این استدلال، تباکی ]= تظاهر به گریه[ برتر از توحید است، زیرا در روایات، پاداش خود را به گریه واداشتن نیز بهشت دانسته شده ]است[، ولی چنین پاداشی درباره توحید نیامده است.

او، که می‌خواست مجالس عزاداری برای حضرت سیّد الشهدا هرچه گرم‌تر و پرشورتر باشد، قمه‌زنی را جایز دانست و حتی مستحب. فراتر از این، خودکشی را در عزاداری بی‌اشکال شمرد و غنا در مراثی را نیز جایز، و بلکه مستحب. همه و همه اشتباهات فاضل دربندی ناشی از یک اشتباه او بود: غلو در فضیلت عزاداری.» (اسفندیاری، 1395: 125 ــ 126)

 

یادداشت‌ها:

ـ اسفندیاری، محمد. (1395). آسیب‌شناسی دینی. تهران: کویر.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

آیا مرد میدان هستیم؟

شهید مطهری می‌نویسد:

«ما عادت کرده‌ایم که به لفظ خطاب می‌کنیم وجود مقدس ابا عبدالله (ع) را و می‌گوییم: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَی الْاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ فَیا لَیْتَنا کُنّا مَعَکَ فَنَفوزَ فَوْزاً عَظیماً؛ ای کاش ما با تو بودیم ]...] که به رستگاری بزرگ نائل می‌شدیم. اما این، حرف است. واقعاً اگر صحنه‌ای مثل صحنهٔ کربلا ایجاد شود، یعنی امام حسینی باشد، همین ماها که یک عمر برای امام حسین داد کشیده‌ایم، گریه کرده‌ایم، حسین حسین کرده‌ایم، مردی هستیم که در یک چنین صحنه‌ای پایداری کنیم؟» (مطهری، 1379: 173)

 

یادداشت‌ها:

ـ مطهری، مرتضی (1379). آشنایی با قرآن. جلد 3. چاپ سیزدهم. تهران: انتشارات صدرا.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز