«ای برادر تو همه اندیشه‌ای / مابقی خود استخوان و ریشه‌ای» (مولوی)

۲۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نهج‌البلاغه» ثبت شده است

گمان نکنید ”عرضه حق“ بر من گران می‌آید!

نهج‌البلاغه

امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید:

«گاهی مردم ستودن افراد را برای کار و تلاش روا می‌دانند. اما من از شما می‌خواهم که مرا با سخنان زیبای خود مَسِتایید تا از عهده وظایفی که نسبت به خدا و شما دارم برآیم و حقوقی که مانده است بپردازم و واجباتی که برعهده من است و باید انجام گیرد اداء کنم.

پس با من چنانکه با پادشاهان سرکش سخن می‌گویند حرف نزنید و چنانکه از آدم‌های خشمگین کناره می‌گیرند دوری نجویید و با ظاهرسازی با من رفتار نکنید و گمان مبرید اگر حقی به من پیشنهاد دهید بر من گران می‌آید، یا در پی بزرگ نشان دادن خویش‌ام؛ زیرا کسی که شنیدن حق، یا عرضه شدن عدالت بر او مشکل باشد عمل کردن به آن برای او دشوارتر خواهد بود.

پس، از گفتن حق، یا مشورت در عدالت خودداری نکنید، زیرا خود را برتر از آنکه اشتباه کنم و از آن ایمن باشم نمی‌دانم، مگر آنکه خداوند مرا حفظ فرماید.» (نهج‌البلاغه: بخشی از خطبه 216)

 

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

زهد چیست؟ و برترین زهد کدام است؟


نهج‌البلاغه

«زهد بین دو کلمه از قرآن است، که خدای سبحان فرمود: ”بر آنچه از دست شما رفته حسرت نخورید، و به آنچه به شما رسیده شادمان مباشید [حدید: 23]. کسی که بر گذشته افسوس نخورد و به آینده شادمان نباشد همه جوانب زهد را رعایت کرده است.» (نهج‌البلاغه: حکمت 439)

«برترین زهد پنهان داشتن زهد است.» (همان: حکمت 28)

 

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

غم‌زده و شادی‌زده نشوید!

مطهری  و سیری در سیره نبوی

شهید مطهری می‌نویسد:

«جمله‌ای دارد مولای متقیان علی (ع) در نهج‌البلاغه در تعریف زهد که دیگر بهتر از این نمی‌شود گفت. تعریف زهد را از علی باید یاد گرفت. می‌فرماید: الزُّهْدُ کُلُّهُ بَیْنَ کَلِمَتَیْنِ مِنَ الْقُرْآنِ ]نهج‌البلاغه: حکمت 439[. زهد در دو جمله قرآن بیان شده ]است[(یعنی زهد این خشکه‌مقدس‌بازی‌ها نیست؛ زهد به روح انسان مربوط است) آنجا که می‌فرماید: ”لِکَیلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَ لَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ ]حدید: 23[.“ اینکه برسید به این مرحله که اگر دنیایی که دارید از شما گرفته شد، غم‌زده نشوید، غم دنیا شما را نگیرد؛ و اگر چیزی ندارید، دنیا یک‌مرتبه به شما رو بیاورد، شادی‌زده نشوید؛ و به عبارت دیگر، اگر تمام دنیا در دست شماست، چنانچه آن را از شما بگیرند تو همان آدم باشی که هیچ چیزی نداشته باشی، و ]اگر[ همه دنیا را هم به تو بدهند، تو همان آدم باشی.» (مطهری، 1383: 71)

 

یادداشت‌ها:

ـ مطهری، مرتضی (1383). سیری در سیره نبوی. چاپ بیست‌وهفتم. تهران: انتشارات صدرا.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

ویژگی‌های حضرت عیسی (ع)

نهج‌البلاغه

امیرالمؤمنین (ع):

«و اگر خواهی از عیسی بن مریم (ع) بگویم، که سنگ را بالش خود قرار می‌داد، لباس پشمی خشن به تن می‌کرد و نان خشک می‌خورد، نان خورشت او گرسنگی و چراغش در شب ماه و پناهگاه زمستان او شرق و غرب زمین بود. میوه و گُلِ او سبزیجاتی بود که زمین برای چهارپایان می‌رویاند. زنی نداشت که او را فریفتهٔ خود سازد، فرزندی نداشت تا او را غمگین سازد، مالی نداشت تا او را سرگرم کند، و آز و طمعی نداشت تا او را خوار و ذلیل نماید، مرکب سواری او دو پایش و خدمت‌گزار وی دست‌هایش بود.» (نهج‌البلاغه: بخشی از خطبه 160)

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

ارزش حکمت!

نهج‌البلاغه

 امیرالمؤمنین (ع):

«حکمت گمشده مؤمن است؛ حکمت را فراگیر، هرچند از منافقان باشد.» (نهج‌البلاغه: حکمت 80)
«حکمت را هرکجا که باشد فراگیر؛ گاهی حکمت در سینهٔ منافق است و بی‌تابی کند تا بیرون آمده و با همدمانش در سینهٔ مؤمن آرام گیرد.» (همان: حکمت 79)

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

من خوش ندارم که شما دشنام‌دهنده باشید!

نهج‌البلاغه

 امیرالمؤمنین (ع):
(در جنگ صفین شنید که یاران او شامیان را دشنام می‌دهند. حضرت فرمود:)

«من خوش ندارم که شما دشنام‌دهنده باشید، اما اگر کردارشان را توصیف و حالات آنان را بازگو می‌کردید، به سخن راست نزدیک‌تر و عذرپذیرتر بود.

خوب بود به جای دشنام آنان می‌گفتید: خدایا! خون ما و خون آنها را حفظ کن و بین ما و آنان اصلاح فرما و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت کن، تا آنان که جاهل‌اند حق را بشناسند و آنان که با حق می‌ستیزند پشیمان شده به حق بازگردند.» (نهج‌البلاغه: خطبه 206)

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

در سوگ پیامبر (ص)

السلام علیک یا رسول الله

امیرالمؤمنین (ع) هنگام غسل دادنِ پیامبر (ص) فرمود:

«پدر و مادرم فدای تو ای رسول خدا! با مرگ تو رشته‌ای پاره شد که در مرگ دیگران این‌گونه قطع نشد، با مرگ تو رشته پیامبری و فرودآمدن پیام و اخبار آسمانی گسست. مصیبت تو دیگر مصیبت‌دیدگان را به شکیبایی واداشت و همه را در مصیبت تو یکسان عزادار کرد.
اگر به شکیبایی امر نمی‌کردی و از بی‌تابی نهی نمی‌فرمودی، آن‌قدر اشک می‌ریختم تا اشک‌هایم تمام شود و این درد جانکاه همیشه در من می‌ماند و اندوهم جاودانه می‌شد، که همه اینها در مصیبت تو ناچیز است! چه باید کرد که زندگی را دوباره نمی‌توان بازگرداند و مرگ را نمی‌شود مانع شد. پدر و مادرم فدای تو! ما را در پیشگاه پروردگارت یاد کن و در خاطر خود نگه دار!» (نهج‌البلاغه: خطبه 235)

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

پرهیز از بازگویی شنیده‌ها

نهج‌البلاغه

«هرچه شنیدی را بازگو مکن، که نشانه دروغ‌گویی است و هر خبری را دروغ مپندار، که نشانه نادانی است.» (نهج‌البلاغه: بخشی از نامه 69، خطاب به حارث همدانی)

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

عبادت‌ورزی در هنگام نشاط!

نهج‌البلاغه

«نفس خود را در واداشتن به عبادت فریب ده و با آن مدارا کن و به زور و اکراه بر چیزی مجبورش نساز و در وقت فراغت و نشاط به کارش گیر، جز در آنچه بر تو واجب است و باید آن را در وقت خاص خودش به جا آوری.» (نهج‌البلاغه: بخشی از نامه 69، خطاب به حارث همدانی)

«برای دل‌ها روی‌آوردن و نشاط، و پُشت‌کردن و فراری است؛ پس آنگاه که نشاط دارند، آن را بر انجام مستحبات وادارید، و آنگاه که پُشت کرده و بی‌نشاط است، به انجام واجبات قناعت کنید.» (همان: حکمت 312)

«دل‌ها را روی‌آوردن و پُشت‌کردنی است؛ پس دل‌ها را آنگاه به کار وادارید که خواهشی دارند و روی‌آوردنی، زیرا اگر دل را به اجبار به کاری واداری، کور می‌گردد.» (همان: حکمت 193)

 

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

میان حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نیست!

فاصله میان حق و باطل

امیرالمؤمنین (ع):

«ای مردم! آن کس که از برادرش اطمینان و استقامت در دین و درستی راه و رسم را سراغ دارد باید به گفته مردم درباره او گوش ندهد. آگاه باشید! گاهی تیرانداز تیر افکَنَد و تیرها به خطا می‌رود؛ سخن نیز چنین است. درباره کسی چیزی می‌گویند که واقعیت ندارد و گفتار باطل تباه‌شدنی است و خدا شنوا و گواه است. بدانید که میان حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نیست.

(پرسیدند معنای آن چیست؟ امام (ع) انگشتان خود را میان چشم و گوش گذاشت و فرمود)

 باطل آن است که بگویی ”شنیدم“ و حق آن است که بگویی ”دیدم“.» (نهج‌البلاغه: خطبه 141)

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز