«ای برادر تو همه اندیشه‌ای / مابقی خود استخوان و ریشه‌ای» (مولوی)

۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر» ثبت شده است

عمر گران‌مایه!

سعدی

عمر گران‌مایه در این صرف شد

تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا 

(سعدی، گلستان، باب اول: حکایت 36)


یادداشت‌ها:

ـ گنجور (دسترسی در 1397/1/9)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

خصم درون از خصم برون بدتر است!

مولوی

ای شهان کشتیم ما خصم برون

ماند خصمی زو بتر در اندرون

 

کشتن این کار عقل و هوش نیست

شیر باطن سخرهٔ خرگوش نیست 

(مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش ۷۶)

 

یادداشت‌ها:

ـ گنجور (دسترسی در 1396/12/18)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

خدایا مپسند!

حافظ

 در میخانه ببستند خدایا مپسند

که در خانه تزویر و ریا بگشایند

(حافظ، غزلیات، غزل شماره 202)

 

یادداشت‌ها:

ـ گنجور (دسترسی در 1396/7/21)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

زانکه از قرآن بسی گمره شدند!

مولوی

از خدا می‌خواه تا زین نکته‌ها

در نلغزی و رسی در منتها

 

زانکه از قرآن بسی گمره شدند

زان رسن قومی درون چَه شدند

 

مر رسن را نیست جرمی ای عنود

چون تو را سودای سربالا نبود

(مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش 200)

 

یادداشت‌ها:

ـ گنجور (دسترسی در 1396/6/29)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

نوح را باور ندارند از پی پیغمبری!

سنایی غزنوی

 گاو را دارند باور در خدایی عامیان

نوح را باور ندارند از پی پیغمبری

(سنایی، دیوان اشعار، قصاید: قصیده 185)

 

یادداشت‌ها:

ـ گنجور (دسترسی در 1396/4/26)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

سقف بلند ساده بسیارنقش!

حافظ

چیست این سقف بلند ساده بسیارنقش

زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست

(حافظ، غزلیات، غزل شماره 71)

 

یادداشت‌ها:

ـ گنجور (دسترسی در 1396/4/21)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

اندرون از طعام خالی دار!

سعدی

 

عابدی را حکایت کنند که شبی ده من طعام بخوردی و تا سحر ختمی در نماز بکردی صاحب‌دلی شنید و گفت اگر نیم نانی بخوردی و بخفتی بسیار ازین فاضل‌تر بودی.


اندرون از طعام خالی دار

تا درو نور معرفت بینی

 

تهی از حکمتی به علت آن

که پری از طعام تا بینی

(سعدی، گلستان، باب دوم: در اخلاق درویشان)

یادداشت‌ها:

ـ گنجور (دسترسی در 1396/3/12)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

مال دنیا نشود سد ره مرگ کسی!

مال دنیا نشود سد ره مرگ کسی

عاقبت خاک شود حسن جمال من و تو

 خوب و بد می‌گذرد وای به حال من و تو

 

قرعه امروز به نام من و فردا دگری

می‌خورد تیر اجل بر پر و بال من و تو

 

مال دنیا نشود سد رہ مرگ کسی

 گیرم که کل جهان باشد از آن من و تو

 

هر مرد شتربان اویس قرنی نیست

هر شیشه گلرنگ عقیق یمنی نیست

 

هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد

هر احمد و محمود رسول مدنی نیست

 

 بر مردہ‌دلان پند مدہ خویش میازار

زیرا که ابوجهل مسلمان‌شدنی نیست

 

 جایی که برادر به برادر نکند رحم

بیگانه برای تو برادرشدنی نیست

ناشناس

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

ستاره‌ای بدرخشید!

السلام علیک یا رسول الله

ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ما را رفیق و مونس شد

 

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسئله‌آموز صد مدرس شد 

(حافظ، غزلیات، غزل 167) 

یادداشت‌ها:

ـ گنجور (دسترسی در 1396/2/5)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

ابروگشاده باش!

ابروگشاده باش!

 چون وا نمی‌کنی گرهی، خود گره مشو

ابروگشاده باش چو دستت گشاده نیست

(صائب تبریزی، دیوان اشعار، غزلیات، غزل 2068)


یادداشت‌ها:

ـ گنجور (دسترسی در 1396/1/19)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز