«ای برادر تو همه اندیشه‌ای / مابقی خود استخوان و ریشه‌ای» (مولوی)

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روزه» ثبت شده است

بدرود ای بزرگ‌ترین ماه خداوند!

امام سجاد (ع):

«اى خداوند، ماه رمضان در‌ میان ما‌ بس ستوده زیست ‌و‌ ما‌ را‌ مصاحب ‌و‌ یارى نیکو بود ‌و‌ گرانبهاترین سودهاى مردم جهان را‌ به‌ ما‌ ارزانى داشت. اما چون زمانش به‌ سر‌ رسید ‌و‌ مدتش ‌و‌ شمار روزهایش پایان گرفت، آهنگ رحیل کرد.

اى خداوند، اینک با‌ او‌ وداع مى‌کنیم، همانند وداع با‌ عزیزى که‌ فراقش بر‌ ما‌ گران است ‌و‌ رفتن‌اش ما‌ را‌ غمگین ‌و‌ گرفتار وحشت تنهایى کند، عزیزى که‌ او‌ را‌ بر‌ ما‌ پیمانى است که‌ باید نگه داریم ‌و‌ حرمتى که‌ باید رعایت کنیم ‌و‌ حقى که‌ باید ادا نماییم. پس، اکنون مى‌گوییم:

بدرود اى بزرگ‌ترین ماه خداوند ‌و‌ اى عید اولیاى خدا.

بدرود ای گرامى‌ترین اوقاتى که‌ ما‌ را‌ مصاحب ‌و‌ یار بودى، اى بهترین ماه در‌ همه‌ روزها ‌و‌ ساعت‌ها.

بدرود اى ماه دست یافتن به‌ آرزوها، اى ماه سرشار از‌ اعمال شایسته‌ بندگان خداوند.

 بدرود اى یار ‌و‌ قرینى که‌ چون باشى، قَدرت بس جلیل است ‌و‌ چون رخت بربندى، فراقت رنج‌افزا شود. اى مایه ‌امید ما‌ که‌ دوری‌ات براى ما‌ بس دردناک است.

بدرود اى همدم ما‌ که‌ چون بیایى، شادمانى ‌و‌ آرامش بر‌ دل ما‌ آرى ‌و‌ چون بروى، رفتن‌ات وحشت‌خیز است ‌و‌ تألم‌افزاى.

بدرود اى همسایه‌اى که‌ تا‌ با‌ ما‌ بودى، دل‌هاى ما‌ را‌ رقّت بود ‌و‌ گناهان ما‌ را‌ نقصان.

بدرود اى یاریگر ما‌ که‌ در‌ برابر شیطان یاری‌مان دادى ‌و‌ اى مصاحبى که‌ راه‌هاى نیکى ‌و‌ فضیلت را‌ پیش پاى ما‌ هموار ساختى.

بدرود که‌ آزادشدگان از‌ عذاب خداوند، در‌ تو‌ چه بسیارند ‌و‌ چه نیکبخت است ‌آن که‌ حرمت تو‌ نگه داشت.

بدرود که‌ چه بسا گناهان که‌ از‌ نامه‌ عمل ما‌ زدودى ‌و‌ چه بسا عیب‌ها که‌ پوشیده داشتى.

بدرود که‌ درنگ تو‌ براى گنهکاران چه به‌ درازا کشید ‌و‌ هیبت تو‌ در‌ دل مؤمنان چه بسیار بود.

بدرود اى ماهى که‌ هیچ ماه دیگر را‌ توان همسرى با‌ تو‌ نیست.

بدرود اى ماهى که‌ تا‌ تو‌ بودى، امن ‌و‌ سلامت بود.

بدرود اى ‌آن که‌ نه در‌ مصاحبت تو‌ کراهت بود ‌و‌ نه در‌ معاشرتت ناپسندى.

بدرود که‌ سرشار از‌ برکات بر‌ ما‌ درآمدى ‌و‌ ما‌ را‌ از‌ آلودگی‌هاى گناه شست‌‌وشو دادى.

بدرود که‌ به‌ هنگام وداع از‌ تو‌ نه غبارى به‌ دل داریم ‌و‌ نه از‌ روزه‌ات ملالتى در‌ خاطر.

بدرود که‌ هنوز فرانرسیده از‌ آمدن‌ات شادمان بودیم ‌و‌ هنوز رخت‌برنبسته از‌ رفتن‌ات اندوهناک.

بدرود که‌ چه بدی‌ها که‌ با‌ آمدن‌ات از‌ ما‌ دور شد ‌و‌ چه خیرات که‌ ما‌ را‌ نصیب آمد.

بدرود تو‌ را‌ ‌و‌ ‌آن شب قدر تو‌ را‌ که‌ از‌ هزار ماه بهتر است.

بدرود که‌ دیروز که‌ در‌ میان ما‌ بودى آزمند ماندن‌ات بودیم ‌و‌ فردا که‌ از‌ میان ما‌ خواهى رفت آتش اشتیاق در‌ دل ما‌ شعله خواهد کشید.

بدرود تو‌ را‌ ‌و‌ ‌آن فضل ‌و‌ کرم تو‌ را‌ که‌ اینک از‌ ‌آن محروم مانده‌ایم. ‌و‌ بر‌ ‌آن برکات که‌ پیش از‌ این ما‌ را‌ داده بودى ‌و‌ اینک از‌ کَفَش داده‌ایم.

بار خدایا، ما‌ آشناى این ماه‌ایم، ماهى که‌ ما‌ را‌ بِدان شرف ‌و‌ منزلت دادى ‌و‌ به‌ برکت نعمت ‌و‌ احسان خویش روزه داشتن‌اش را‌ توفیق دادى، در‌ حالى که‌ مردمان شقى قدرش را‌ نشناختند ‌و‌ شوربختى خویش را‌ از‌ فضیلتش محروم ماندند.

اى خداوند، تو‌ بودى که‌ ما‌ را‌ برگزیدى ‌و‌ به‌ شناخت این ماه توفیق عنایت کردى ‌و‌ به‌ سنت ‌آن راه نمودى. تو‌ بودى که‌ ما‌ را‌ توفیق روزه داشتن ‌و‌ نمازگزاردن ارزانى داشتى، هر‌ چند ما‌ قصور ورزیدیم ‌و‌ اندکى از‌ بسیار به‌ جاى آوردیم.

بار خدایا، حمد تو‌ راست در‌ حالى که‌ به‌ بدکردارى خویش اقرار می‌کنیم ‌و‌ به‌ تبهکارى خویش معترف‌ایم. براى رضاى توست اگر در‌ این اعماق دل‌مان پشیمان شده‌ایم ‌و‌ از‌ سر‌ صدق از‌ تو‌ پوزش مى‌طلبیم. پس‌ در‌ برابر قصورى که‌ در این ماه در‌ طاعت تو‌ ورزیده‌ایم، ما‌ را‌ پاداشى ده‌ که‌ به‌ یارى ‌آن بر‌ فضیلت مرغوب دست یابیم ‌و‌ ‌آن اندوخته‌هاى گوناگون را‌ که‌ به‌ ‌آن مشتاق شده‌ایم بستانیم.

عذر تقصیر ما‌ را‌ در‌ اداى حق خود بپذیر ‌و‌ عمر ما‌ را‌ تا‌ رمضان دیگر دراز کن. ‌و‌ چون به‌ رمضان دیگر رسیدیم، یاری‌مان ده‌ تا‌ آن‌سان که‌ سزاى خداوندى توست عبادتت کنیم ‌و‌ ما‌ را‌ به‌ منزلتى رسان که‌ سزاوار طاعت توست ‌و‌ به‌ چنان اعمال شایسته‌اى برگمار که‌ اداى حق تو‌ را‌ در‌ این رمضان ‌و‌ رمضان دیگر، بایسته باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

خوف و حبِّ حق عینِ آزادگی است!

عبدالکریم سروش می‌نویسد:

«خوف‌ و حبّ حق‌ عینِ‌ آزادگى است‌ و انبیا در اصل‌ براى آن‌ آمده‌اند. 

کیست‌ مولى‌ آنکه‌ آزادت‌ کند

بند رقیت‌ زپایت‌ برکند 

چون‌ به‌ آزادى نبوت‌ هادى است‌

مومنان‌ را زانبیا آزادى است‌

(مثنوی، دفتر ششم، ابیات 4540 ــ 4541 )

ماه‌ مبارک‌ رمضان‌ مزرعه‌ این‌ دو صفت‌ است‌؛ به‌ همین‌ دلیل‌ ماه‌ خداست‌. ماهى است‌ که‌ خوف‌ از خدا در آن‌ به‌ اوج‌ می‌رسد، زیرا روزه،‌ که‌ از بهترین‌ تجلى‌گاه‌هاى اطاعت‌ از خداست،‌ در این‌ ماه‌ واجب‌ می‌گردد، روزه‌اى که‌ مستلزم‌ صبر و خویشتن‌دارى‌ است‌ و صبرى‌ که‌ به‌ منزله‌ سَرِ ایمان‌ است ]نهج‌الفصاحه، ص 294، جمله 1862[ و ایمان‌ بدون‌ صبر ایمان‌ نیست‌. دعاهاى مخصوص‌ ماه‌ رمضان‌ نیز در جهت‌ تقویت‌ و ایجاد رابطه‌ محبت‌آمیز با خداست‌. بنابراین‌ ماه‌ رمضان‌ ماه‌ خوف‌ از خدا ماه‌ ایمان‌ معرفت‌ و محبت‌ نسبت‌ به‌ اوست‌ و ماه‌ شعبان‌ و ادعیه‌ آن‌ نیز پیش‌‌درآمد ورود به‌ چنین‌ ماهى ‌است‌. از این‌ مدخل‌ باید به‌ نیکى‌ وارد شد تا زمانى که‌ به‌ ضیافت‌ خداوند می‌رویم‌ با دلى‌ پاک‌ و روحى عطش‌ناک در محضر او بنشینیم‌ و از آن‌ خوان‌ بی‌دریغ‌ حظ وافر و بهره‌ بسیار ببریم‌.» (سروش، ۱۳۸۸: 172 ــ 173)

«]البته[ منظور ما از خوف جُبن نیست. جُبن (ترسو بودن) یک صفت مذموم و یک رذیلت اخلاقی است، در حالی که خوف صفتی ممدوح و از ثمرات معرفت است. به تعبیر دیگر، معرفت هم در چهرهٔ دوستی و هم در چهرهٔ ترس و خوف ظاهر می‌گردد. بندگانِ پارسا خائف‌اند، نه جبون و زبون. در قرآن هم از خوف و خشیت سخن رفته است، نه از جُبن:

 ”وَ أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى؛ فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِی الْمَأْوَى“ ]نازعات: 40 ــ 41[ 

یا

”إِنَّمَا یخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ“ ]فاطر: 28[» (همان: 167 ــ 168)

یادداشت‌ها:

ـ سروش، عبدالکریم. (1388). حدیث بندگی و دلبردگی. چاپ هفتم. تهران: انتشارات صراط.

ـ یادداشت‌ مرتبط:

آزادی معنوی یعنی چه؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

ماه رمضان!

بقره 185

«]ایام روزه[ ماه رمضان است که قرآن در آن نازل شده است که راهنمای مردم است و آیات روشنگری شامل رهنمودها و جداکنندهٔ حق از باطل دربردارد.» (بقره: 185)

 

یادداشت‌ها:‌

ـ قرآن. ترجمه بهاء‌الدین خرمشاهی (1386). تهران: انتشارات دوستان.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

باشد که تقوا پیشه کنید!

بقره 183 

«ای مؤمنان بر شما روزه مقرر گردیده است همچنانکه بر کسانی که پیش از شما بودند نیز مقرر شده بود، باشد که تقوا پیشه کنید.» (بقره: 183)

 

یادداشت‌ها:‌

ـ قرآن. ترجمه بهاء‌الدین خرمشاهی (1386). تهران: انتشارات دوستان.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

آفات جامعه دینی!

مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان درباره «آفات جامعه دینی، روزه‌داری و عبادات» می‌گوید:

«فقط به مهم‌ترین آفات جامعه دینی می‌توان اشاره کرد و الا آفاتی که ممکن است عارض یک جامعه دینی، از این حیث که دینی است، بشوند بسیار فراوان‌اند.

آفت اوّل: خلاصه شدن دین در عبادیّات

یکی از این آفات جامعه دینی این است که دین، که فی‌الواقع شامل سه بخش اعتقادیّات، اخلاقیّات و عبادیّات است، منحصر در عبادیّات مثلاً: نماز و روزه و حج شود و این چیزی است که اگرچه نظراً کسی بدان قائل نشده است، اما عملاً بسیاری از متدیّنان به آن مبتلایند. بدین معنا که متدیّن بودن را منحصر در رعایت احکام عبادی می‌دانند. این تلقّی از دین، علاوه‌بر اینکه دو بخش مهم دین یعنی: اعتقادیّات و مخصوصاً اخلاقیّات، را به ‌دست فراموشی می‌سپارد، در مورد عبادیّات هم دستخوش توهم عظیمی است و نمی‌داند که عبادیّات فقط و فقط تا آنجا ارزشمندند که دو کارکرد داشته باشند:

یکی اینکه، در خدمت اخلاقی شدن و اخلاقی ماندن انسان باشند، یعنی مقدّمه و وسیله‌ای باشند برای اخلاقی زیستن انسان. قرآن درباره نماز می‌گوید: ”إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْکَرِ“ ]سوره عنکبوت: 45 .[نماز خاصیّتش این است که نمازگزار را از کارهای زشت و ناپسندیده باز می‌دارد، یعنی اگر مرتکب کار زشت و ناپسندیده می‌شوی، درواقع، نماز به‌جا نیاورده‌ای، در فیلم نماز به‌جا آوردن اجرای نقش کرده‌ای، همین و بس. ]...[ کارکرد دیگر عبادیّات کارکرد رمزی (Symbolic) آنهاست. یعنی در عبادات آدمی اعمال و افعال ظاهری و جوارحی خود را اشاره‌ای رمزی تلقّی می‌کند به حالت باطنی که نسبت به خدا دارد و آنها را نمی‌تواند جز با کارهای بدنی نمایش دهد و ابراز کند. [... [اگر احساس حرمت و خشیت و محبت و ستایش و امثال اینها را نسبت به خدا در خود نداشته باشم، وضو و نماز و روزه و حج دیگر هیچ کارکردی نخواهد داشت.
خلاصه اینکه، ما، علاوه‌بر اینکه می‌توانیم به این آفات مبتلا شویم که دین را در عبادیّات منحصر کنیم، ممکن است به این خطای دیگر هم در افتیم که دو کارکرد عبادیّات را فراموش کنیم و در نتیجه عبادیّات را به جای اینکه وسیله بدانیم، هدف قلمداد کنیم و به دامان نوعی سطحی‌نگری و شکل‌گرایی (Formalism) بلغزیم.

آفت دوّم: گسترش قلمرو تعبّد

آفت دیگر این است که حالت تعبّد و چون‌وچرانکردن را به مواردی که نباید تسرّی دهیم، تسرّی می‌دهیم. بدون شک، دین اجمالاً خالی از تعبّد نیست و هرکه به دین و مذهبی پایبند باشد نسبت به سخن کس یا کسانی متعبّد است. آفت جامعه دینی این است که این تعبّدِ گریزناپذیر آهسته‌آهسته گسترش یابد و جامعه مبتلا به تعبّد نسبت به اشخاص عدیده شود و از استدلال و برهان و نقد و نظر و بحث و فحص و چون‌وچرا رو بگرداند؛ مثلاً، نوعی روحانیت‌پرستی، که از انواع شاخص بت‌پرستی است، پدید آید. تعبیر ”روحانیت پرستی“ را از قرآن وام کرده‌ام، که درباره یهودیان و مسیحیان شبه‌جزیره عربستان چهارده قرن پیش می‌گوید: ”اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَ رُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ“ ]توبه: 31[ یعنی روحانیون خود را می‌پرستند و از این طریق به گونه‌ای شرک‌آلوده‌اند، و بعضی از مفسّران قرآن، از جمله مرحوم طباطبایی، گفته‌اند که چون یهود و نصاری نسبت به عالمان دینی خود همان حالتی را داشتند که انسان باید فقط نسبت به خدا داشته باشد، یعنی سخنان‌شان را بدون چون‌وچرا و مطالبه دلیل و برهان قبول می‌کردند؛ قرآن آنان را مشرک و روحانی‌پرست دانسته است.

آفت سوّم: تلقّی فرآورده‌ای از دین

آفت دیگر این است که دین، به جای اینکه نوعی فرآیند تلقّی شود که اقتضای عمل و سیر و سلوک معنوی و باطنی دارد، نوعی فرآورده تلقی شود که کسانی در اختیارش دارند و کسانی از آن محروم مانده‌اند. دین، در واقع نوعی سفر معنوی و سیر و سلوک باطنی است از خاک و مغاک به افلاک پاک و، بنابراین، فقط کسانی متدیّن‌اند که در حال این تک‌وپو و جنب‌وجوش‌اند. دین نوعی سوغات نیست که برای کسانی آورده باشند و به دیگران نداده باشند. تلقّی سوغاتی از دین دین را دست‌مایه فخر و مباهات و خودبزرگ‌بینی و تحقیر دیگران می‌کند، ولی تلقّی سیر و سفر از دین، متدیّن را همواره دل‌نگران این معنا می‌کند که مبادا خواب نوشین بامداد رحیل، که غوطه‌وری در سطوح و ظواهر است، مرا از سبیل باز دارد. دین همای سعادتی نیست که بر بام خانه من نشسته باشد و بر بام خانه دیگری نه؛ بلکه سیمرغی است که همگان باید در طلبش تا کوه قاف پرس‌وجو و تک‌وپو کنیم. متدیّن کسی نیست که خود را مالک حقیقت و حقیقت را ملکِ طلق خود می‌پندارد، بلکه کسی است که خود را طالب حقیقت می‌بیند.» (ملکیان، روزنامه خرداد؛ شماره 253: 1378؛ به نقل از صدانت)

متن کامل این جستار را می‌توانید در سایت صدانت بخوانید.


یادداشت‌ها:

ـ ملکیان، مصطفی. (1378). آفات جامعه دینی، روزه‌داری و عبادات. تهران: روزنامه خرداد (شماره 253؛ 29 مهر 1378).

ـ صدانت: صدای اندیشه (دسترسی در 1396/6/4)

ـ یادداشت‌ مرتبط:

دین و دینداری را چه آفاتی تهدید می‌کند؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

علامت قبولی روزه چیست؟


مرتضی مطهری درباره «علامت قبولی روزه» می‌گوید:

«پس اگر ما ماه رمضانی را گذراندیم، شب‌های احیایی را گذراندیم، روزه‌های متوالی را گذراندیم و بعد از ماه رمضان در دل خودمان احساسی کردیم که بر شهوات خودمان بیش از پیش از ماه رمضان مسلط هستیم، بر عصبانیت خودمان از سابق بیشتر مسلط هستیم، بر چشم خودمان بیشتر مسلط هستیم، بر زبان خودمان بیشتر مسلط هستیم، بر اعضا و جوارح خودمان بیشتر مسلط هستیم و بالأخره بر نفس خودمان بیشتر مسلط هستیم و می‌توانیم جلو نفس امّاره را بگیریم، این علامت قبولی روزهٔ ماست.» (مطهری، 1387: 50)

 

یادداشت‌ها:

ـ مطهری، مرتضی (1387). آزادی معنوی. چاپ چهلم. تهران: انتشارات صدرا.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

کسانی که روزه می‌گیرند، ولی تاب و تحمل تشنگی را ندارند!

آیت‌الله اسدالله بیات زنجانی

 آیت‌الله بیات زنجانی:

«با استناد به موثقه عمار و روایت مفضل ابن عمر از امام صادق (ع) که در باب ١۶ وسائل الشیعه از ابواب ”من یصح منه الصوم“ آمده است، کسانی که روزه می‌گیرند ولی تاب و تحمل تشنگی را ندارند، فقط به اندازه‌ای که جلوی تشنگی‌شان را بگیرد می‌توانند آب بنوشند و در این حالت روزه‌شان باطل نبوده و قضا هم ندارد.»

 

یادداشت‌ها:

ـ پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله بیات زنجانی (دسترسی در 1396/3/22)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

نماز و روزه در مناطقی که ساعت شب و روز خارج از حد متعارف است:

آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی

 پرسش: احتراماً بفرمایید تکلیف نماز و روزه کسانی که در مناطقی از کره زمین زندگی می‌کنند که طول شب یا روز در آن مناطق بسیار طولانی است چگونه است؟

پاسخ آیت‌الله مکارم شیرازی: «در مورد روزه مناطقی که روز یا شب آنها خارج از متعارف است (مثلاً بیش از ۱۸ ساعت) باید روزه خود را مطابق مناطق معتدله در آن زمان بجا بیاورد؛ مثلاً همان زمان را در تهران یا قاهره در نظر بگیرد که طول شب و روز چقدر است؟ ــ زیرا آن مناطق طلوع و غروب و نصف‌النهار دارند ــ سپس با افق خود آن را تطبیق کند؛ و به تعبیر دیگر، اگر در آن فصل از سال در منطقه معتدله مورد نظر، طول روز ۱۴ ساعت است، آنها هم ۱۴ ساعت روزه می‌گیرند، به این معنا که از طلوع فجر آنجا شروع می‌کند و ۱۴ ساعت روزه می‌گیرد و در زمستان که روزهای منطقه معتدله مورد نظر مثلاً ۱۲ ساعت است، باید از طلوع فجر آنجا شروع کند و ۱۲ ساعت روزه بگیرد (مطابق مثال بالا) و اما در مورد نماز در جاهایی که روز زیاد کوتاه نیست، مطابق طلوع و غروب و ظهر آن محل بجا آورد؛ و اگر طول روز زیاد کوتاه باشد، مطابق آنچه در روزه نوشتیم عمل می‌کند.»

 

یادداشت‌ها:

ـ پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی (دسترسی در 1396/3/22)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

اندرون از طعام خالی دار!

سعدی

 

عابدی را حکایت کنند که شبی ده من طعام بخوردی و تا سحر ختمی در نماز بکردی صاحب‌دلی شنید و گفت اگر نیم نانی بخوردی و بخفتی بسیار ازین فاضل‌تر بودی.


اندرون از طعام خالی دار

تا درو نور معرفت بینی

 

تهی از حکمتی به علت آن

که پری از طعام تا بینی

(سعدی، گلستان، باب دوم: در اخلاق درویشان)

یادداشت‌ها:

ـ گنجور (دسترسی در 1396/3/12)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

عبادت‌های بی‌حاصل!

نهج‌البلاغه

«بسا روزه‌داری که بهره‌ای جز گرسنگی و تشنگی از روزه‌داری خود ندارد، و بسا شب‌زنده‌داری که از شب‌زنده‌داری چیزی جز رنج و بی‌خوابی به دست نیاورد! خوشا خواب زیرکان و افطارشان.» (نهج‌البلاغه: حکمت 145)

 

یادداشت‌ها:

ـ نهج‌البلاغه. ترجمه محمد دشتی (1386). تهران: قدر ولایت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز