«ای برادر تو همه اندیشه‌ای / مابقی خود استخوان و ریشه‌ای» (مولوی)

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دیانت و عقلانیت (1397)» ثبت شده است

جهل متضاد علم است یا حلم؟

محمد اسفندیاری می‌نویسد:

«معنای نخست جاهلیت خشونت است و اینکه اسلام دورهٔ پیش از خود را جاهلیت نامید و آن را سخت نکوهیده خطْ بطلان بر خشونت کشیده است. بیشتر بگویم که جهل دارای سه معنا به ترتیب ذیل است: 1. تندخویی و بی‌پروایی و تسلط بر خود نداشتن و با اندک تحریکی برانگیخته شدن و به پیامد عمل خود نیندیشیدن؛ 2. ناتوانی عقلی برای فهم عمیق که نتیجه‌اش داوری سطحی و نسنجیده است؛ و 3. نادانی. (این معنا کم‌اهمیت‌ترین معنای جهل در قدیم‌ترین دوره بوده و در قرآن نیز واژه جهل و مشتقاتش بیشتر به معنای اول و دوم است.) به عبارت دیگر، جهل متضاد ”حلم“، ”عقل“ و ”علم“ است. و بسته به عبارتی که این واژه در آن به کار رود واژه‌های زیر را می‌توان معادل آن دانست: نابردباری، نامدارایی، سفاهت، بی‌پروایی، تعصب، خشونت، تندخوی، عقل‌گریزی و نادانی.» (اسفندیاری، 1396: 57 ــ 58)


رضا بابایی می‌نویسد:

«در ادبیات دینی و حتی در زبان عربی، مراد از جهل و جاهلیت، خشونت است، نه نادانی. مثلاً قرآن می‌گوید: ”خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ؛ یعنی زیادت را ]از ایشان[ بگیر و نیکی را بخواه و از شیوه جاهلان روی گردان.“ ]اعراف: 199[ قرآن در این آیه انتقام و زشت‌کاری را به ”جاهلان“ نسبت می‌دهد و از همین‌جا می‌توان دریافت که ”جهل“ در قرآن یعنی انتقام‌های کور و زشت‌کاری و آنچه در شأن فرزانگان نیست. در فرهنگ اسلامی نیز بعثت پیامبر اسلام پایان جاهلیت است؛ یعنی پایان خشونت‌هایی همچون زنده‌به‌گور کردن دختران. اما آیا مصداق‌های خشونت همان است که مسلمانان نخستین خشونت می‌دانستند و از آن پرهیز می‌کردند؟» (بابایی، 1397: 165)

 

توشیهیکو ایزوتسو می‌نویسد:

«مدت‌های مدیدی حتی فقه‌الغویان عرب چنین می‌اندیشیدند که واژهٔ جهل متضادِ دقیقِ ]واژه[ علم است، و در نتیجه، معنای اصلی آن را ”نادانی“ می‌دانستند. و از همین‌جا، به طور طبیعی از مهم‌ترین واژهٔ مشتق از آن، یعنی جاهلیت، که مسلمانان آن را برای توصیف اوضاع و احوال پیش از ظهور اسلام به کار می‌بردند، معمولاً معنای ”عصر جاهلیت“ فهمیده می‌شد و به همین معنا نیز به زبان‌های دیگر ترجمه می‌گشت. ]...[ ]گلدزیهر[ بسیاری از موارد مهم استعمال ریشهٔ جهل را در شعر پیش از اسلام گردآوری نمود، آنها را مورد تجزیه و تحلیل دقیق قرار داد، و به این نتیجهٔ شگفت‌انگیز رسید که عقیدهٔ متداولِ سنّتی دربارهٔ جاهلیت از بنیاد غلط بوده است. جهل بنا بر نتیجه‌ای که گلدزیهر بدان رسیده است در معنای اصلی‌اش متضاد و در مقابل علم نیست، بلکه مقابل حلْم است که دلالت می‌کند بر ”معقولیت اخلاقی یک انسان بافرهنگ“ (نیکلسون)، که به طور تقریب ویژگی‌هایی از قبیل بردباری، صبر، اعتدال، و رهایی از هواهای نفسانی را داراست.» (ایزوتسو، 1378: ، 55 ــ 56) «جهل الگوی برجستهٔ رفتار مرد تندخوی بی‌پروایی است که با اندک انگیختگی ممکن است قدرت تسلط بر نفس را از کف بدهد، و در نتیجه، بی‌باکانه به عمل برخیزد، و هوس کور غیرقابل‌مهارکردنی محرّک او باشد، بی‌آنکه هیچ در آن بیندیشد که پیامد عمل مصیبت‌بار او چه خواهد بود. این رفتارْ الگوی رفتار ویژهٔ مردی است با طبعی بسیار زودرنج و هوسناکة که مهار احساسات و عواطف را به دست ندارد، نمی‌تواند درست و نادرست را از یکدیگر بازشناسد. در مقابلِ این جنبهٔ جهل است که تصور حلم در درجهٔ اول متعارض است. حلم طبیعت انسانی است که می‌تواند اشتعال و انفجار این جهل را فرونشاند. حلیم کسی است که می‌داند چگونه بر احساسات و عواطب خود غلبه کند، و بر هواها و هوس‌های کود خود پیروز شود، و هر اندازه هم که تحریک شده باشد آرام و مطمئن و خالی از پریشانی و آشفتگی باقی بماند.» (ایزوتسو، 1361: 264)

 

یادداشت‌ها:

ـ اسفندیاری، محمد. (1396). همه ما برادریم: سیمای انسانی و اخلاقی اسلام. ویراست چهارم. چاپ هشتم. تهران: نگاه معاصر.

ـ بابایی، رضا. (1397). دیانت و عقلانیت: جستارهایی در قلمرو دین‌پژوهی و آسیب‌شناسی دینی. اصفهان: نشر آرما.

ـ ایزوتسو، توشیهیکو. (1966). مفاهیم اخلاقی ــ دینی در قرآن مجید. ترجمهٔ فریدون بدره‌ای (1378). تهران: فرزان.

ـ ایزوتسو، توشیهیکو. (1963). خدا و انسان در قرآن. ترجمهٔ احمد آرام (1361). تهران: شرکت سهامی انتشار.

ـ نستعلیق آنلاین (دسترسی در 1398/1/14)

ـ یادداشت‌ مرتبط:

عصر جاهلیت به چه معناست؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

واجبات خدا و واجبات مردم!

دیانت و عقلانیت

رضا بابایی می‌نویسد:

«یکی از اعضای دفتر استفتائات یکی از مراجع تقلید نجف نیز در خاطراتش می‌نویسد: ایشان در جلسه‌ای به شوخی فرمودند: ما دو گونه واجب داریم: نخست، آنچه خدا واجب کرده است؛ و دوم، آنچه مردم واجب می‌دانند. اگر با واجبات خدا مخالفت کنید، چون خدا مهربان است، به بخشایش او امیدوار باشید. اما اگر با واجبات مردم ]مخالفت[ کنید، از همه چیز ساقط می‌شوید و هیچ امیدی نداشته باشید که آنها شما را ببخشند، چون مردم بیشتر از خدا در دین خدا تعصب دارند!» (بابایی، 1397: 299 ــ 300)

«انگیزه‌های اهل علم برای مخالفت با آنچه مردم واجب می‌دانند، اما در واقع واجب نیست، هر روز کمتر می‌شود؛ گاهی نیز با توجیه و استدلال به کمک مردم می‌آیند و افزوده‌ها را بنیان مرصوص می‌کنند. پس از چندی، دیگر رسماً جزء واجبات اصلی و حتی مقدم بر واجبات خدا می‌شود. قرآن کریم می‌گوید: ”ای اهل کتاب، در دین‌تان غلو نکنید.“ ]نساء: 171[ اما جامعهٔ دینی ما در غلو و افراط با یکدیگر مسابقه گذاشته‌اند و هرکس به واجبات و محرمات بیشتری اعتقاد داشته باشد و هر افراطی را تفریط بداند و تا می‌تواند بر شدت و غلظت دین بیفزاید در نظر ما مسلمان‌تر است؛ اما مجتهدی که به واجبات منصوص و استوار بسنده کند و در غیر آن، پایبند عقل و عرف و معرفت‌های آزموده باشد متهم به بی‌دینی یا بددینی یا بی‌سوادی می‌شود. در نظر مردم، عالمی که سخت‌گیرتر است و در شک میان حلال و حرام، جانب حرام را می‌گیرد و کمتر به اباحه فتوا می‌دهد عالم‌تر و خداترس‌تر و برای تقلید شایسته‌تر است؛ چنانکه خوارج این گونه بودند. از امام ششم نقل می‌کنند که ”خوارج جاهلانه بر خود سخت گرفتند و ندانستند که دین خدا فراخ‌تر از فهم آنان است.“ ]اصول کافی، ج 2، ص 298[ قرآن نیز خطاب به پیامبر می‌گوید: چرا بر خود حرام می‌کنی آنچه را که خدا برای تو حلال کرده است؟ ]تحریم: 1[» (همان: 300 ــ 301)

 

یادداشت‌ها:

ـ بابایی، رضا. (1397). دیانت و عقلانیت: جستارهایی در قلمرو دین‌پژوهی و آسیب‌شناسی دینی. اصفهان: نشر آرما.

ـ یادداشت‌ مرتبط:

ویژگی‌های دینداری عامیانه!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

خوارج و اخباریگری!

دیانت و عقلانیت

رضا بابایی می‌نویسد:

«خوارج پدرانِ معنویِ اخباریگری و تحجر و سخت‌کیشی در جهان اسلام‌اند. آنان ریشه اجتهاد را در جهان اسلام نحیف و لاغر کردند، عقل را به حاشیه‌های دور راندند، خردمندان را خوار و شمشیر را عمود خیمه دین و ظاهرپرستی را جانشین خداپرستی کردند. در فهم دین، هیچ سهمی به عقل و دانش ندادند و متن‌پرستی را عین خداپرستی دانستند. خاستگاه خوارج اندیشه‌ای است که به زمان و مکان و عقل و تجربه و اجتهاد هیچ وقعی نمی‌نهد و دین را جامد می‌پندارد. به گمان ایشان، دینداری یعنی تکرار بی‌کم‌وکاستِ قطعه‌ای از تاریخ دین در همه دوران‌ها و همه مکان‌ها. این گمان باطل و ویرانگر اندک اندک راه خود را گشود و در قرن‌های پسین در اردوگاه پیروان علی نیز رخنه کرد.» (بابایی، 1397: 326)

 

یادداشت‌ها:

ـ بابایی، رضا. (1397). دیانت و عقلانیت: جستارهایی در قلمرو دین‌پژوهی و آسیب‌شناسی دینی. اصفهان: نشر آرما.

ـ یادداشت‌های مرتبط:

ویکی‌فقه: اخباریگری!

تفاوت اصولی‌ها و اخباری‌ها!

دربارهٔ اخباریگری و پیشینهٔ آن!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

صفوی‌زدگان و عیدالزهرا!

دیانت و عقلانیت

رضا بابایی می‌نویسد:

«عصر صفویه در ایران پایان نپذیرفته است. گفتمان فرهنگیِ صفویه همچنان در ایران حاکم است و ما در همان حال‌وهوا نشوونما می‌کنیم. یکی از میراث‌های این دوران مراسمی است که در آن عده‌ای به بهانهٔ شاد کردن حضرت زهرا (س) سخنانی تفرقه‌آمیز می‌گویند. پیش از صفویه نیز بیش‌وکم چنین برنامه‌هایی در میان شیعیان بوده است، ولی همان‌طور که عبدالجلیل قزوینی در کتاب ”نقض“ بیش از صد بار گفته است، این‌گونه برنامه‌ها و مراسم در میان شیعیان بسیار محدود بوده است و اکثر شیعیان نیز از آن تبرّا می‌کردند.

گفت‌وگوی علمی با طرفداران این‌گونه برنامه‌ها و مراسم دو مشکل اساسی دارد: نخست اینکه، این گروه کتاب‌هایی در دست دارند که بیش‌وکم افکار و رفتارشان را تأیید می‌کند؛ مانند کتابی موسوم به ”اسرار آل محمد (ص)“ منسوب به سُلیم بن قیس هلالی و ”الاقبال لصالح الاعمال“ سید بن طاووس. درباره این دو کتاب سخن بسیار است و من اکنون بدان سو نمی‌روم. همین‌قدر می‌گویم که روایات و کتاب‌هایی که رفتار این گروه رو نفی و بلکه سبّ می‌کند استوارتر و بسیار بیشتر از منابعی است که در دست ایشان است. تاریخ نیز به نفع مخالفان این عید جعلی گواهی می‌دهد. شادی در قتل خلیفه به هیچ وجه ریشه تاریخی ندارد و آنچه در قرون نخست اسلامی بوده است مراسم ”عُمرکشان“ به مناسبت قتل عمر بن سعد به دست مختار ثقفی است و هیچ ربطی به عمر بن خطاب ندارد. اما خوی و سنت ”مُغ‌کشی“ در ایران باستان به مراسم ”عمرکشون“ دامن کشید و از عمر بن سعد (که پدرش فاتح ایران بود) به عمر بن خطاب رسید.

مشکل دوم هزینه‌ها و عواقب آن است. برخی از آنان روش‌های دیگری را نیز در مواجهه با مخالف‌شان به کار می‌گیرند که تکفیر و تفسیق ملایم‌ترین آن است. برخوردهای بسیار تند و شدید این گروه بسیاری از عالمان را خاموش کرده و به آغوش تقیه فرستاده است. اعتراض کسانی همچون علامه سید محمدحسین کاشف‌الغطاء و آیت‌الله بروجردی نیز که کمتر از دیگران سکوت کردند پس از آن بود که جایگاهی ویژه و مقتدر در جامعه دینی یافتند. شجاعت ایشان نیز مزید بر علت بود. اکنون در قم عالمان بسیاری با این گونه برنامه‌ها و افکار به شدن مخالف‌اند، اما سر در گریبان تقیه برده و عبای مصلحت بر سر کشیده‌اند.» (بابایی، 1397: 277 ــ 278)

«تنها دست‌آویز صفوی‌زدگان برای برگزاری مجالس عید الزهراء روایتی در بحارالانوار است که به تفصیل به قتل خلیفه و فضایل این روز به عنوان عید اشاره کرده است. این روایت در اصل برگرفته از کتاب ”مجموع الاعیاد“ (ص 132 و 148)، اثر میون بن قاسم طبرانی (358 ــ 426 قـ.)، از عالمان بزرگ فرقه نُصیریه (غالیان و معتقدان به الوهیت امامان) است. این کتاب مشتمل بر باورها و گزارش‌هایی عجیب است؛ از جمله اعتقاد به برگزاری جشن در ”عید عاشورا“ به مناسبت عروج امام حسین به آسمان‌ها. در این کتاب آمده است: ”در روز عاشورا امام حسین (ع) کشته نشد، بلکه مانند عیسی مسیح به آسمان‌ رفت و به جای او ابن سعد شبامی، که روح عمر در او حلول کرده بود، کشته شد.“ ]مجموع الاعیاد، صص 107 ــ 108[ حدیت ”رفع القلم“ نیز در همین کتاب آمده است.» (همان: 280)

 

یادداشت‌ها:

ـ بابایی، رضا. (1397). دیانت و عقلانیت: جستارهایی در قلمرو دین‌پژوهی و آسیب‌شناسی دینی. اصفهان: نشر آرما.

ـ یادداشت‌های مرتبط:

جهالت‌ها و خسارت‌ها!

پرهیز از ناسزاگویی به مقدسات دیگران!

نهم ربیع ‌الاول و جشن ممنوع عُمرکشان!

سرنوشت یک روایت ساختگی درباره نه ربیع!

من خوش ندارم که شما دشنام‌دهنده باشید!“

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

دین‌پرستی فرقی با بت‌پرستی ندارد!

دیانت و عقلانیت

رضا بابایی می‌نویسد:

«دینداری اعم از خداپرستی و دین‌پرستی است. دینداری گاهی خداپرستی است و گاهی دین‌پرستی و گاهی عقیدهٔ صرف به مقداری گزاره‌های کلی. منشأ کشتارهای دینی (مانند جنگ‌های صلیبی میان مسلمانان و مسیحیان، یا ماجرای ”محنه“ در میان مسلمانان اهل سنت، یا نزاع اخباری ــ اصولی میان شیعیان در ایران عصر قاجار و داستان صوفی‌کشی در پایان عصر صفوی) خداپرستی و ایمان نیست، دین‌پرستی است. هرگونه دین‌ورزی که خدا را به حاشیه براند دین‌پرستی است و دین‌پرستی هیچ فرقی با بت‌پرستی یا ماده‌گرایی ندارد. برای اینکه دینداری دین‌پرستی نشود، باید دین از جایگاه خود، که ”وسیله“ است، بیرون نرود و جای خداپرستی و حقیقت‌جویی را، که هدف است، نگیرد.» (بابایی، 1397: 380 ــ 381)

 

یادداشت‌ها:

ـ بابایی، رضا. (1397). دیانت و عقلانیت: جستارهایی در قلمرو دین‌پژوهی و آسیب‌شناسی دینی. اصفهان: نشر آرما.

ـ یادداشت‌های مرتبط:

عقیده‌پرستی بزرگ‌ترین رقیب خداپرستی است!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

ناگفته‌های عاشورا

دیانت و عقلانیت

رضا بابایی می‌نویسد:

«در عاشوراشناسی، آسیب اصلی در ”گفته‌ها“ نیست؛ در ”ناگفته‌ها“ است. اهل منبر و ذاکران و مداحان معمولاً در مجالس عزاداری برای امام حسین (ع) مسائل خاصی را مطرح می‌کنند، از جمله: فسق یزید، مظلومیت امام (ع)، قساوت شمر و ابن سعد و مانند آن. این موضوعات و مسائل هماره و با حجم فراوان در همه منبرهای عاشورا بیان می‌شود، در حالی که مسائل مهم و اصلی عاشورا اینها نیست. به همین دلیل آسیب‌شناسی عاشورا را باید از ”آنچه نمی‌گویند“ شروع کنیم، نه از چیزهایی که می‌گویند. مثلاً، در سخنرانی‌ها به تفصیل درباره شجاعت و رشادت حسین و یارانش می‌گویند، اما از کوشش بسیار و شگفت امام برای جلوگیری از جنگ و پرهیز از خون‌ریزی تا صبح عاشورا و پیشنهادهای ایشان برای صلح نمی‌گویند یا اشاره‌وار از آن می‌گذرند؛ در حالی که مسائل اصلی عاشورا اینها است، نه میمون‌بازی یزید یا زیبایی علی‌اکبر (ع) یا بی‌وفایی کوفیان، یا قساوت شمر و سنان یا مبالغه در قدرت حضرت عباس (ع) یا شمار کشتگان کوفه. مداحان و سخنرانان در ایام عاشورا، وقتی می‌خواهند از زشتی اعمال یزید بگویند، به شراب‌خواری او اشارات بلیغ دارند، اما اجبار به بیعت و پیمان‌شکنی و سلب آزادی از مخالفان، که زشت‌ترین کارهای یزید بود و همان‌ها امام (ع) را به قیام واداشت، جایگاهی مهم در سخنرانی‌ها ندارد. از وعدهٔ حکومت ری به ابن سعد فراوان می‌گویند، اما از انگیزهٔ دینی کوفیان برای جنگ با حسین چندان نمی‌گویند.

مشکل اصلی کوفیان نه پیمان‌شکنی آنان بود و نه دنیاپرستی‌شان. مشکل آنان فریب‌خوردگی و اعتماد به ظاهرسازی بنی‌امیه و نشانه‌های جعلی بود. فتوای برخی قضات و هیاهوی سخنرانان مذهبی در مساجد کوفه و سوء استفادهٔ ابن زیاد از زبان دین و شعائر دینی آن چاه مهیب را برای مسلمانان کَند و شاید بسیاری از آنان که اکنون برای حسین (ع) عزاداری می‌کنند، اگر آن روز در کوفه بودند، در دام تبلیغات والی کوفه می‌افتادند و با همین شوری که امروز عزاداری می‌کنند آن روز با حسین می‌جنگیدند.

سخنرانان و مداحان باید برای مردم توضیح بدهند که چه نوع و چه حجمی از تبلیغات حکومتی باعث شده بود که شمار انبوهی از مؤمنان چنین خطایی بکنند و قساوت در حق حسین و خاندانش را به جایی برسانند که تاریخ همچنان انگشت به دهان مانده است. فقط انگیزه‌های غیرمادی می‌تواند مردمی را به این مقدار از جدیت و سلحشوری برساند که هیچ رحمی به مخالفان خود نکنند و دعوت وجدان و فطرت‌شان را برای رعایت انصاف و فتوّت قبیلگی نادیده بگیرند.» (بابایی، 1397: 360 ــ 361)

 

یادداشت‌ها:

ـ بابایی، رضا. (1397). دیانت و عقلانیت: جستارهایی در قلمرو دین‌پژوهی و آسیب‌شناسی دینی. اصفهان: نشر آرما.

ـ یادداشت‌های مرتبط:

گفت‌وگوهای حسین (ع) با عمر بن سعد!

قصد تقرب به خدا در کشتن امام حسین (ع)!

امام حسین (ع) هشت بار خواست برگردد که ممانعت کردند!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

کشنده‌ترین آفت عاشورا!

دیانت و عقلانیت

رضا بابایی می‌نویسد:

«آفات جدید در مسئله عاشورا ماهیتی متفاوت دارند و از سنخ تحریفات مرسوم و رایج نیستند؛ مانند استفاده‌های سیاسی از عاشورا. کشنده‌ترین آفت نیز همین است که عاشورا را با سیاست‌های روز گره بزنیم و از آن برای این هزینه کنیم. در سیاست‌های روز ایران طرفداران مذاکره با قدرت‌های جهانی به گفت‌وگوهای امام حسین با ابن سعد در کربلا اشاره و استناد می‌کنند و مخالفان مذاکره هرگونه مذاکره‌ای را میان امام و سپاه کوفه انکار می‌کنند. این روش برای توجیه رفتارهای سیاسی روز بسیار خطرناک است. ما می‌توانیم از عاشورا الهام بگیریم و به طور کلی این درس را بیاموزیم که خون بر شمشیر پیروز است؛ اما اجازه نداریم در هر مقطعی از زمان برای هر رفتاری که می‌پسندیم دلیلی از تاریخ اسلام بیاوریم، زیرا شکل‌گیری هر واقعه‌ای در هر گوشه‌ای از تاریخ بر ده‌ها زمینه اجتماعی و فرهنگی و عوامل پیدا و پنهان استوار است که تکرار بی‌کم‌وکاست آنها در مقاطع دیگر، تقریباً جزء محالات است. از سوی دیگر، اگر من می‌توانم دشمنم را تکرار ابن زیاد و سنان بن انس بدانم و جنگ با او را ادامه عاشورا بخوانم، دیگری نیز می‌تواند مرا شمر زمان بخواند.» (بابایی، 1397: 363)

 

یادداشت‌ها:

ـ بابایی، رضا. (1397). دیانت و عقلانیت: جستارهایی در قلمرو دین‌پژوهی و آسیب‌شناسی دینی. اصفهان: نشر آرما.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

اجبار یا اختیار؟

مطهری و کتاب یادداشتهای استاد مطهری 1

شهید مطهری می‌نویسد:

«اگر بشر راه و هدف خود را با آزادی انتخاب کند، هرچند صدی پنجاه‌ویک (51 ٪) بلکه صدی نودونُه‌ونیم (99.5 ٪) اشتباه کند، ترجیح دارد بر اینکه دیکتاتور، ولو دیکتاتور صالح، صددرصد مصلحت او را برای او انتخاب کند.» (یادداشت‌های استاد مطهری، ج1، ص 208؛ به نقل از بابایی، 1397: 163 ــ 164)

 

یادداشت‌ها:

ـ یادداشت‌های استاد مطهری (ج ۱؛ ص ۲۰۸)

ـ بابایی، رضا. (1397). دیانت و عقلانیت: جستارهایی در قلمرو دین‌پژوهی و آسیب‌شناسی دینی. اصفهان: نشر آرما.

ـ یادداشت‌های مرتبط:

آزادی عقیده!

اصل بر اختیار است یا اجبار؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

اقتصاد شتری!

دیانت و عقلانیت

رضا بابایی می‌نویسد:

«محاسبه دیه بر پایهٔ شتر ]...[ بازمانده از دوران جاهلیت بوده و پیامبر (ص) آن را برای همان جامعه امضا کرده است. در زمان خلیفه سوم و چهارم (حضرت علی)، گاو و گوسفند و درهم و دینار مسکوک و حلهٔ یمنی نیز به شتر اضافه شد. با وجود این، ما هنوز دیه را بر پایهٔ قیمت شتر و گاو و گوسفند محاسبه می‌کنیم! سازمان گمرک ایران اعلام کرده است که در شش ماههٔ اول سال جاری (1396) واردات شتر از کشورهای اروپایی، چین، ترکیه، پاکستان امارات متحدهٔ عربی و افغانستان افزایش یافته است. دلیل افزایشِ وارداتِ شتر فشارِ شرکت‌های بیمه بر قوهٔ قضاییه برای پایین آوردن قیمت دیه (خون‌بها) یا ثابت نگه داشتن آن است. در دو دههٔ گذشته مشکلی دیگری پیش آمده است و آن افزایش قیمت شتر در ایران به دلیل خشک‌سالی و کم‌آبی است. از سوی دیگر، ناامنی جاده‌های ایران بر شمار تصادف‌ها افزوده است. از این رو، شرکت‌های بیمه هم با تعهدات بیشتری روبه‌رو شده‌اند و هم با هزینه‌های سنگین‌تر. نخست تصمیم گرفتند که به پرورش شتر روی بیاورند و با افزودن بر جمعیت شتر در ایران، از قیمت آن بکاهند؛ اما پرورش شتر به جایی نرسید. اکنون تصمیم گرفته‌اند که از ترکیه و پاکستان و کشورهای عربی آن‌قدر شتر وارد کنند که قیمت شتر را در ایران بشکنند! همهٔ این سکندری‌ها برای این است که نمی‌خواهند بپذیرند که شتر در میان عرب‌های صدر اسلام و پیش از آن، واحد اندازه‌گیری سرمایه بود و امروز شتر چنین جایگاهی ندارد و محاسبه قیمت جان انسان بر پایه قیمتِ شتر اوجِ ظاهرپرستی و عقل‌گریزی است. در آن روزگاران، شتر در دسترس‌ترین سرمایهٔ عرب بود، حتی بیشتر از نقدین (طلا و نقره). قرآن هم که می‌خواست عرب را به اندیشه وادارد می‌گفت به شتر بنگر تا قدرت خدا را ببینی، چون چیز دیگری در چشم‌انداز او نبود. بنابراین، عاقلانه‌ترین کار همین بود که واحد کیفرهای نقدی شتر باشد.» (بابایی، 1397: 102 ــ 103)

 

یادداشت‌ها:

ـ بابایی، رضا. (1397). دیانت و عقلانیت: جستارهایی در قلمرو دین‌پژوهی و آسیب‌شناسی دینی. اصفهان: نشر آرما.

ـ یادداشت‌های مرتبط:

ترجمه فرهنگی متون دینی!

دیه، شتر و شرایط اقتصادی و فرهنگی!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

خطاهای مقدس!

دیانت و عقلانیت

رضا بابایی می‌نویسد:

«تا زمان عثمان، خلیفۀ سوم، قرآن‌های مکتوب در دست مردم، یکسان نبود؛ اگرچه تفاوت‌ها بیشتر در املای کلمات بود، و گاه در حد افزونی یا کاستی حرفی در کلمه‌ای. به دلایلی که در تاریخ مذکور است، خلیفه سوم تصمیم گرفت که همۀ مصاحف و اوراق قرآن را جمع کند و کتابی یکسان و یک‌دست فراهم آورد. شماری از اصحاب پیامبر (ص) او را در این کار مدد رساندند، که مشهورترین آنها زید بن ثابت است. فرایند گردآوری قرآن‌ها بسیار عالمانه و محتاطانه پیش رفت و امام علی (ع) هم آن را تأیید کرد [ر.ک: الاتقان، ص 158] یا دست‌کم هرگز سخنی در بی‌اعتباری آن نگفت.

پس از اتمام کار، چندین نسخۀ دیگر از روی نسخۀ نهایی رونوشت کردند و به شهرهای بزرگ اسلامی در آن روزگار فرستادند؛ از جمله کوفه، بصره، مکه، شام، بحرین و یمن. خلیفه از مسلمانان در همۀ شهرهای اسلامی خواست که این قرآن را بخوانند و قرآن‌های دیگر را محو کنند. [تاریخ یعقوبی، ترجمۀ محمدابراهیم آیتی، ج 2، ص63 ــ 65؛ سیوطی، الاتقان، چاپ دارالکتاب العربی، ص 441؛ محمدهادی معرفت، علوم قرآنی، صص 144 ــ 156]

رسم‌الخط قرآنی که اکنون در دست ما است تقریباً همان رسم‌الخط مصحف عثمان یا یکی از رونوشت‌های آن است. دانستنی است که املای برخی کلمات در قرآن موجود، که همان قرآن عثمان است، با هیچ یک از قواعد املای خطوط عربی قدیم و جدید سازگار نیست. به گفتۀ مرحوم محمدهادی معرفت، شمار این کلمات از صد می‌گذرد [مباحث فی علوم القرآن، ص 279]. برای مثال، هیچ توجیه لفظی برای املای کلمات ”بصطة“ (اعراف/69)، ”یدع“ (إسرا/11)، ”سندع“ (علق/18)، ”جِاْیءَ“ (فجر/23) وجود ندارد. بدین رو، بسیاری از دانشمندان اسلامی و قرآن‌پژوهان، مانند ابن خلدون، باقلانی، ابن خطیب، صبحی صالح و آیت‌الله معرفت، قاطعانه‌ و با ده‌ها دلیل گفته‌اند که این املاهای عجیب، خطای رونویسان نخستین است و ربطی به خدا و پیامبر ندارد و ما هیچ حجت عقلی و شرعی برای حفظ آنها نداریم.

اما شگفتا که تا امروز احدی جرأت نکرده است که در این رسم‌الخط دست ببرد و یکی از این خطاها را اصلاح کند؛ بلکه برخی از مؤلفان علوم قرآنی ــ به‌ویژه در چند صد سال گذشته، مانند زرقانی مؤلف مناهل العرفان ــ کوشیده‌اند که این تفاوت‌ها را توجیه و تأویل کنند و از آنها معانی جدید و مرموز بیرون بیاورند! به عبارت دیگر، خطای مستنسخان نخست، چنان قداستی یافته است که اولاً تا امروز کسی به خود جرأت اصلاح نداده است و ثانیا گروهی از نویسندگان قدیم و جدید این تفاوت‌ها را به خدا و پیامبر برگردانده‌ و گفته‌اند اگر خدا راضی به این املا نبود، حتما جلو آن را می‌گرفت.

 

من از مفصل این نکته، مجملی گفتم

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

]عمان سامانی، قصاید، شماره 1[» (بابایی، 1397: 312 ــ 313)

 

یادداشت‌ها:

ـ بابایی، رضا. (1397). دیانت و عقلانیت: جستارهایی در قلمرو دین‌پژوهی و آسیب‌شناسی دینی. اصفهان: نشر آرما.

ـ مطلب مرتبط:

ناهنجاری‌های املایی در قرآن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز