«ای برادر تو همه اندیشه‌ای / مابقی خود استخوان و ریشه‌ای» (مولوی)

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مولانا» ثبت شده است

زانکه از قرآن بسی گمره شدند!

مولوی

از خدا می‌خواه تا زین نکته‌ها

در نلغزی و رسی در منتها

 

زانکه از قرآن بسی گمره شدند

زان رسن قومی درون چَه شدند

 

مر رسن را نیست جرمی ای عنود

چون تو را سودای سربالا نبود

(مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش 200)

 

یادداشت‌ها:

ـ گنجور (دسترسی در 1396/6/29)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

هر کسی را اصطلاحی داده‌ام!

مولوی

هر کسی را سیرتی بنهاده‌ام

هر کسی را اصطلاحی داده‌ام

 

ما زبان را ننگریم و قال را

ما روان را بنگریم و حال را 

(مولوی، مثنوی معنوی، دفتر دوم، بخش 36)

 

یادداشت‌ها:

ـ گنجور (دسترسی در 1395/11/24)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

هر کسی را بهر کاری ساختند!

هر کسی را بهر کاری ساخته اند

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

هر چه کنی به خود کنی!

هر چه کنی به خود کنی

این جهان کوهست و فعل ما ندا

سوی ما آید نداها را صدا

(مولوی، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش 9)

 

یادداشت‌ها:‌

ـ گنجور (دسترسی در 1395/9/9)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

پس عزا بر خود کنید ای خفتگان!

پس عزا بر خود کندی ای خفتگان

پـس عـزا بر خود کنید ای خفتگان

زانکه بد مرگیست این خواب گران

(مولوی، مثنوی معنوی، دفتر ششم، بخش 24)

 

یادداشت‌ها:‌

ـ گنجور (دسترسی در 1395/7/19)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز

زاویه دید

از نظرگاه است ای مغز وجود

اختـلاف مؤمن و گـبر و جهود

(مولوی، مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش 48)


یادداشت‌ها:‌

ـ گنجور (دسترسی در 1395/6/15)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
انسان اندیشه‌ورز